به یاد دوستان دانشسرا ودانشگاه
 جزوه ادبیات معاصر قسمت اول

ادبیات معاصر

قربان پیکر

سمبولیسم :

در اروپا سمبولیسم  را برای زیبا تر شدن کلام به کار می برند اما در شرق برای ترس است  ترس از حکومت ، جامعه ، مذهب ، عامه مردم چون نمی تواند آشکارا بیان کند.

(شعرای سمبولیسم از نمادهای خصوصی که کاملا جنبه القائی دارند استفاده می کردند. در آثار شعرا و نویسندگان سمبولیسم عموما از تصاویر عینی ومادی برای القاء احساسات و اندیشه های انتزاعی استفاده می شود.

شیوه سمبولیسم به چند اصل کلی متوجه است : الف : آهنگ کلام و کاربرد نماد در بیان . (ب) هیجان (ج) انکار واقعیت  (د) به لحاظ القائی شعر سمبولیستی ، شعرای این مکتب قالب های آزاد و شعر منثور را جایگزین قالب های سنتی کردند. )( فرهنگ اصطلاحات ادبی / دکتر سیما داد)

زبان ادبیات دارای نماد است در پشت هر کلمه یک نماد است ( سپید خوانی : نظر دکتر طحان ) عامه مردم سیاه خوانی می کنند ویک کارشناس باید سپید خواند کند.

در سپید خوانی معانی مهم است نه بیان ( بیان : تشبیه / استعاره ...)

در واقع در پشت ظاهر کلمات بتوانیم منظور اصلی نویسنده را درک کنیم یعنی نانوشته ها را از روی نوشته ها  و آن چه که به قلم نیامده درک کنیم.

فرق ادبیات با غیر ادبیات در پیام آن هاست . ادبیات پیام غیر مستقیم است.

------------------------**************------------------

طنز : واژه ای عربی است به معنی تمسخر و استهزاء و در اصطلاح ادب به آن دسته از آثار ادبی گفته می شود که با دستمایه ی تهکم و طعنه و استهزاء و نشان دادن عیب ها ، زشتی ها ، نادرستی ها و مفاسد فرد و جامعه می پردازد .  برخلاف کمدی که در آن خنده غایت و هدف می باشد در طنز خنده وسیله ای برای بیان معایبت وآگاه کردن اذهان نسبت به عمق خباثت است. طنز نویس معمولا انسان را می خنداند اما در باطن انسان را به تفکر وادار می کند. او بدی ها را به شکل اغراق امیز بزرگ جلوه می دهد تا مرکز توجه و اصلاح قرار گیرد. زیرا تا انسان به زشتی اعمال خود پی نبرد به فکر اصلاح آن نمی باشد. ( فرهنگ اصطلاحات ادبی / دکتر سیما داد)

ظنز دو نوع است :

 1. طنز سپید : مثل طنز ها ی گل آقا               2. طنز سیاه : حافظ ، اخوان ، هدایت . طنز سیاه جیغ نمی زند و باید آن را از پنهانی در آورد.

زبان : زبان معیارزبان عمده مردم با سواد وزبانی است که با آن می نویسند. هر گونه عدول از این زبان معیار یک هنجار گریزی محسوب می شود و باعث ایجاد زبان ادبی می شود. البته زمانی به هنجار گریزی منتهی می شود که  به ساختی هنری تبدیل شود و گرنه هرگونه عدول از قواعد زبان را نمی توان یک هنجار گریزی هنری نامید .

 زبان معیار نوشتاری :

زبان معیار گفتاری : عموم مردم با سواد ایران با آن صحبت می کنند. زبان گفتاری یعنی این که از زبان چه کسی و چه طبقه ای می خواهیم صحبت کنیم.

 

زبان معیار عامیانه : زبان غلط است .زبانی است که  کلمات را غلط تلفظ می کنند که این کار اشتباه می باشد .

ساده نویسی یعنی کلمه و جمله های ساده که مردم در زبان به کار می برند در نوشته ها به کار ببریم نه اینکه اشتباه به کار ببریم. بنیان گذار ساده نویسی در ایران جمال زاده می باشد.

------------------------**************------------------

ادبیات : به آثاری اعم از نظم یا نثر اطلاق می شود که از لحاظ شکل و بیان ممتاز باشد و اندیشه های ماندگار یا مورد توجه جهانیان را بیان کند.

  تفاوت ادبیات با غیر ادبیات ؟ ادبیات پیام را به صورت غیرمستقیم بیان می کند اما در علوم پیام به صورت مستقیم بیان می شود . مثلا خورشید طلوع کرد علمی است . هزاران نرگس از چرخ جهانگرد ( به صورت غیر مستقیم است پس ادبی است ).

در ادبیات اگر نتوانیم معانی ثانویه را بدانیم هیچ ارزشی ندارد.

در شعر : شود کوه آهن چو دریای آب / اگر بشنود نام افراسیاب   ظاهرا علمی وخبری است اما در پشت این نوشته از عظمت ونیروی رستم و افراسیاب بحث می کند.

وقتی می گوییم آفتاب طلوع کرد دروغ است چون آفتاب طلوع نمی کند وصرف می تواند آمدن روز  و روشن شدن هوا باشد.

ادبیّت چیست ؟ مجموع خصوصیت ها و خصلت های زبانی و شکلی است که در متن های ادبی وجود دارد و آن را از متن های غیر ادبی متمایز می کند. ادبیّت دقیقا با آشنا زدایی که به مفهوم انحراف از زبان عادی است همراه است. (فرهنگ اصطلاحات ادبی / دکتر سیما داد)

 

نظم : شعری که تخییل نداشته باشد نظم است .

نثر شاعرانه : نثری که تمایل به شعر دارد

شعر منثور : شعری که تمایل به نثر دارد.

آشنا زدایی در نظم : شکل طبیعی جمله را به شکل آهنگین در آورده است .

( ****دکتر شفیعی کدکنی به تمایز میان شعر و نظم قائل است وی جوهر شعر را بر شکستن هنجار منطقی زبان استوار می داند. نثر ادبی با در هم آمیختن گونه های زبان به وجود می آید.

نظم از طریق قاعده افزایی به نثر به وجود می آید.

شعر با گریز از قواعد دستوری زبان هنجار آفریده می شود.

تاریخ بیهقی و گلستان سعدی هر دو نثر است ولی گلستان سعدی گرایش به نظم دارد.

شاه نامه و دیوان حافظ هر دو نظمند ولی سرود های حافظ در قالب شعر است و نظم در آن از اهمیت ثانوی برخوردار است ولی شاه نامه عکس این مطلب است.

شعر : شعر در مقابل نثر است . کلامی انیشیده همراه با وزن و گاه قافیه است و بعضی شرط خیال انگیزی را نیز به آن اضافه می کنند.

کلامی که وزن و قافیه داشته باشد ولی خیال انگیزی نداشته باشد نظم است بعضی فقط تخییل را عنصر اساسی شعر می دانند ووزن و قافیه را در مرتبه دوم قرار می دهند. ارسطو فقط کلامی را که تخییل داشته باشد شعر به حساب می آورد . ابن سینا و خواجه نصیر طوسی نیز با نظر ارسطو موافق بوده اند.

دکتر شفیعی کدکنی می گوید : شعر گره خوردگی عاطفه و تخییل است که در زبانی آهنگین شکل گرفته است.

درشعر پنج عنصر دخالت دارد :

الف : عاطفه یا اندیشه ای که بیان و القای آن در هر شعر هدف شاعر است و همین نکته شعر را از سخنان آهنگین و بی معنی جدا می کند.

ب : تخییل : قدرت شاعر برای ایجاد ارتباط با جهان خارج

ج : زبان : برای بیان تخییل و عاطفه ، شاعر زبان متناسب را به کار می برد.

د : آهنگ یا موسیقی .

ه : شکل شعر که شامل قالب هایی است که عاطفه و تخییل و زبان و آهنگ در آن شکل می گیرند).(فرهنگ اصطلاحات ادبی / سیما داد)

تخییل :تأثیر گذاشتن در احساسات و عواطف خواننده یعنی او را به هیجان آوریم یا شاد کنیم و یا او را ناراحت و غمگین کنیم ( از نظر خواجه نصیر توسی )

وزن و قافیه : از نظرارسطو و منطقیان و خواجه نصیر توسی اصل قضیه تخییل است و وزن و قافیه تأثیر ندارد.

بعد از شکل گرفتن شعر عروضی اصل بر وزن و قافیه قرار می گیرد و تخییل فرع می شود.

سه شرط اصلی و اساسی شعر از نظر ارسطو : 1. تخییل 2. وزن 3. قافیه

شعر دوره پهلوی هجایی است و بر تعداد هجاها تکیه دارد و از نظر کیفی توجهی نمی شود. اگر در مصراع اول هفت هجا است باید در مصراع دوم هم هفت هجا باشد. شعر هجایی کاری به قافیه ندارد.

در شعر عروضی علاوه بر کمیت ، کیفیت هم مطرح است .

شعر نو و کهن از لحاظ وزن : هر دو وزن دارند ولی نیما به تساوی مصراع ها اعتقاد نداشت.

شعر نو از لحاظ قافیه : 1. حالت طبیعی داشته باشد. 2. به زیبا تر شدن شعر کمک کند. و باعث تخییل شود.

واحد شعر نو بند است ولی شعر کهن بیت است.

اخوان کسی است که شعرش قانونمنداست. تقی رفعت هم قبل از نیما تلاشهایی کرده است.

------------------------**************------------------

عناصر داستان :

  1. حادثه: هیچ داستانی بدون حادثه قابل تصور نیست وبه دنبال حادثه تجربه هم می آید . یعنی حوادث بر اساس تجربه های شخصی نویسنده می باشد.و تا حادثه ای نباشد داستانی آغاز نمی گردد.
  2. تجربه:
  3. جدال : در حادثه ی یک مبارزه می باشد.

جدال : الف )جدال انسان با طبیعت : پیرمرد ودریا

           ب )جدال انسان با سرنوشت : کلیه ی حماسه ها که بن مایه ی آن ها مبارزه انسان با سرنوشت و شکت انسان از سرنوشت می باشد در داستان های معاصر هم موجود است.

       ج ) جدال انسان با انسان

       د ) جدال انسان با خودش

  1. شخصیت : در لغت به معنی خوی و در معنی عام خصوصیات فردی است. در ادبیات شخصیت فرد ساخته شده ای است که مانند اشخاص حقیقی از ویژگی هایی برخوردار است و با ویژگی ما در داستان و نمایش ظاهر می شود.

در داستان نویسی اهمیت زیادی دارد و باید به نکاتی توجه شود. نحوی شخصیت پردازی که گاهی به صورت روایت مستقیم و گاهی به صورت غیر مستقیم می باشد . گاهی درخلال داستان اتفاقاتی می افتد که نشانگر عصبی بودن شخصیت داستان می باشد یعنی به صورت غیر مستقیم بیان می شود شخصیت پردازی و نحوه ی آن به صورت الف ) روایت     ب ) نمایش می باشد.

در داستان دو نوع شخصیت داریم :

شخصیت ایستا : در درون شخصیت خود هیچ تغییر ایجاد نمی کند

شخصیت پویا : شخصیت هایی هستند که در داستان نقش اساسی دارند و شخصیت خودشان هم دگرگون پذیر است.

در داستان تقسیم بند های دیگری نیز از شخصت می کنند که به قرار زیر می باشد:

انواع شخصیت : الف ) ساده : حول محور واحدی ساخته می شود. فاقد جزئیات فردی می باشد شخصیت های کم اهمیت داستان از این گونه می باشد.    ب ) پیچیده : از خوی و خصلت پیچیده ای برخوردار است و با ذکر جزئیات خلق می شوند و او را به سادگی نمی توان شناخت نام دیگر این شخصیت  ، شخصیت کامل یا جامع می باشد.       ج ) ثابت      د ) متغییر    ه)فردی : خصوصیات اخلاقی منحصر به فرد  و)تیپیک نماینده یک دسته ، یک گروه یا یک بخش است

 

عواملی که در شخصیت پردازی اهمیت دارد : الف ) کارکرد شخصیت ها     ب) انگیزه کارها   ج ) گفتگوهای اشخاص

شخصیت پردازی : خلق شخصیت های داستان که نویسنده هر یک را با خصوصیات اخلاقی و روحی معینی در دنیای داستان و نمایشنامه می آفریند. یک نویسنده به سه شیوه شخصیت خود را خلق می کند. :

 الف : توصیف و تشریح مستقیم ویژگی های شخصیت

ب : نویسنده ممکن است اشخاص خود را غیر مستقیم در ضمن عمل و گفتار به فرا دید خواننده آورد. در این روش ایما و اشاره جایگزین توصیف می شود.

ج : نویسنده می تواند در مقام دانای کل و بی طرف ذهنیات آگاه و نیمه اگاه اشخاص را به خواننده منتقل کند و خود هیچ تفسیری بر آن نیفزاید.

 

شخصیت داستان از حیث نقشی که دارد به چند دسته تقسیم می شود : الف : اصلی    ب ) مخالف  ج) قرار دادی   د) نوعی    ه ) تمثیلی

شخصیت تمثیلی : شخصیت جانشین شونده ای است هستند که به جای فکر و خلق و خو و خصلت صفتی نشسته اند. 

شخصیت قراردادی : فرد شناخته شده ای است که مرتبا در قالب های ادبی معینی ظاهر می شود و خصوصیات سنتی و جا افتاده ای دارد. شخصیت قرار دادی از شخصیت های نمایش سنتی گرفته شده است. خصوصیات شخصیت قراردادی تازه نیست و رفتار و گفتار آن را می توان حدس زد. بعضی مواقع شخصیت قراردادی را دوباره سازی می کنند.

شخصیت نمادین : شخصیتی است که به نویسنده امکان می دهد مفاهیم اخلاقی یا کیفیت های روحی و معنوی را به قالب عمل در آورد . فرد نمادین کسی است که عمل و گفتارش در مجموع خواننده را به مفاهیمی فراتر از خودش راهنمایی کند.

شخصیت نوعی : شخصیتی است که مجسم کننده خصوصیات و مشخصات گروه یا طبقه ای از مردم است.

  1. زاویه دید:زاویه دید اول شخص یا سوم شخص است . هر کدام از این دورش یک محاسن و معایبی دارند. اول شخص حسن آن این است که راوی خودش در متن حادثه می باشد و حرف های او باور کردنی تر است . عیب اول شخص این است که محدودیت دارد. زاویه دید سوم شخص حسنش این است که می تواند به همه جا سرکشی کند و از همه چیز و از ذهن و احساس شخصیت ها خبردار شود. و عیب سوم شخص این است که روایتگر است و باور پذیری آن کم است.

** : زاویه دید یعنی محل یا دریچه دیدن  و به موقعیتی گفته می شود که نویسنده نسبت به روایت داستان اتخاذ می کند و دریچه ای است که پیش روی خواننده می گذارد تا از آن دریچه حوادث داستان را ببیند و بخواند.

زاویه دید به سه روش بیرونی ، درونی و متغییر نیز انجام می شود. در زوایه دید بیرونی ممکن است از زوایه دید دانای کل صورت گیرد. و در زاویه دید درونی داستان به وسیله یکی از اشخاص داستان به شیوه ( من روایت ) نقل می شود. این زوایه دید حقیقت نمایی داستان را افزایش می دهد. در زاویه دید متغیر داستان از زوایای دید مختلف مختلف روایت می شود. 

  1. زمینه داستان :یک نویسنده باید در مورد جایی که می خواهد داستان بنویسید یک رشته اطلاعات تاریخی و جغرافیایی به دست بیاورد تا بتواند زمان و مکان دقیق را در داستان بازسازی کند.
  2. فضای وجود داستان :فضا ایجاد فضای ذهنی برای خواننده است . مثل براعت استهلال که خود یک فضا سازی می باشد. در داستان پردازی امروز این عمل یک شکست تلقی می شود و یکی از عوامل مقابل این براعت استهلال شوک می باشد که در فیلم های جناحی بسیار اهمیت دارد. شوک یعنی افشا کردن یک حادثه به صورتی که انتظار نمی رود. (سوپرایز یا ایجاد شگفتی ) . تعجب یعنی به اعجاب واداشتن.
  3. تعلیق : یعنی حادثه ی پایانی عقب افتادن یعنی خواننده فکر می کند حادثه و داستان درحال تمام شدن است یا به مرور این عقب می افتد. مثل کشتی تایتانیک از استیل برگ

به طور کلی به حالت بلاتکلیفی و انتظار گفته می شود که خواننده نسبت به سرانجام داستان دچار آن می شود . همچنان که پیرنگ داستان باز می شود خواننده نسبت به عاقبت داستان کنجکاو می شود و همین حس باعث می شود که نویسنده بتواند او را با تمام قدرت تا به آخر داستان بکشاند.

دو عنصر مهم داستان : الف ) داستان     ب ) هسته ، بی رنگ یا نقشه زیر بنا

داستان یکی در معنای عام  می باشد و یکی در معنای خاص که از عناصر داستان نویسی است . نظم و ترتیب منطقی حوادث داستانSTORY می باشد

رابطه علّی و معلولی میان حوادثPLOT می باشد که عنصر اصلی داستان نویسی است . کوتاه ترین داستان از دو جمله یا دو حادثه تشکیل شده است . در داستان نویسی کهن اصلا بهPLOT اهمیت نمی دهندو به زمان ومکان نیز اهمیت نمی دهند و همه شخصیت ها به یک زبان صحبت می کنند.

در داستان نویسی بن مایه داریم که ربطی به عناصر داستان ندارد 

بن مایه : فکر مرکزی واساسی که در سراسر داستان رواج دارد.

بن مایه فیلم اخراجی ها : جنگ

بن مایه اندیشه حافظ : ریاستیزی 

یکی از بن مایه های بسیار کهن نبرد خیر وشر و پیروزی خیر است.

در فیلم ها وداستان های امروزی امکان دارد شر هم پیروز شود به این کار ساختار شکنی می گویند . یعنی بر خلاف سنت عمل کردن و ضد قهرمان پیروز می شود

------------------------**************------------------

برجسته سازی :

به عقیده لیچ برجسته سازی به دو شکل امکان پذیراست :

الف : نسبت به قواعد حاکم بر زبان خودکار انحراف صورت پذیرد. ( هنجار گریزی )

ب : قواعدی بر قواعد حاکم زبان خودکار افزوده شود. ( قاعده افزایی )

شیفیعی کدکنی هنجار گریزی را به دو دسته گروه موسیقایی و گروه زبانی تقسیم می کند.

الف :گروه موسیقایی : زبان ادبی را از زبان هنجار به کمک آهنگ و توازن ممتاز سازد.

ب : گروه زبانی : عواملی است که به اعتبار تمایز نفس واژگان در نظام جملات می تواند موجب برجسته سازی شود.

از نظر لیچ برجسته سازی باید دارای سه ویژگی باشد :

الف : نقشمند باشد .

ب : جهت مند باشد.

ج : غایت مند باشد.

قاعده افزایی که لیچ از آن صحبت می کند چیست ؟ اِعمال قواعدی اضافی بر قواعد زبان هنجار به شمار می رود.

رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار / دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

در این بیت شاعر از تکرار هجا برای وزن و از تکرار آوایی برای هم حروفی سوده برده است که قاعده افزایی انجام داده است.

زبانش توان ستایس نداشت / روانش گمان نیایش نداشت

در این بیت سه نمون قاعده افزایی یعنی وزن ، ترصیح  و ردیف مشهود است. (فرهنگ اصطلاحات ادبی / دکتر سیما داد )

آشنا زدایی :

آشنا زدایی یعنی تازه ، نو ، غریبه و متفاوت کردن آن چه آشنا و شناخته شده است.

نویسنده و شاعر از طریق آشنا زدایی دریافت های عادی خواننده را تغییر می دهند و به این نوع کار تکنیک ادبی نیز می گویند.

به عقیده شکلوفسکی نویسنده یا شاعر مفاهیم آشنا را که بر اثر تکرار و عادت ، جلوه و تأثیر خود را از دست داده اند از راه های مختلف ناآشنا می کند و بدین ترتیب است که ادبیات وظیفه خود را که بازسازی زیبایی های پنهان در این نوع مفاهیم است انجام می دهد.

در حقیقت کلیه کوشش هایی که از طرف شاعر و نویسنده برای تشخص بخشیدن به کلام انجام می گیرد از قبیل باستان گرایی ، کاربرد صفت هنری و نواع تصویرها منجر به آشنا زدایی می شود. (فرهنگ اصطلاحات ادبی / سیما داد)

معمول ترین راه های آشنا زدایی :

الف : کاربرد غیر معمول و نا متداول کلمات : مثل کابرد ضمیر منفصل تو به جای ضمیر مشترک خود (من آنم ، زپای اندر افتاده پیر / خدا به فضل توام ، دست گیر )

ب : بر هم زدن ساختار دستوری زبان : مثل (( خاموش تا کند )) که باید (( تا خاموش کند )) باشد .

ج :ساختن ترکیب های تازه از طریق پیوند دادن کلمات متداول .

ترسم ز گریه گهربار بشکند / این کاسه گدایی دیدار بشکند

 خواب دریچه ها را با نعره سنگ بشکن.( فرهنگ اصطلاحات ادبی / سیما داد )

 

گفته های دکتر طحان در کلاس درس: 

سوسور و زبان شناسان : یک زبان داریم که اسم آن زبان خودکار یا معیار یا هنجار می گوییم . زبانی است که عمده مردم با سواد با آن صحبت می کنند.

یک زبان داریم که دیداری است مثل چراغ راهنمایی

یک زبان هم زبان شعر است.

زبان شعر چگونه به وجود می آید ؟ شعر یک ابزار زبانی است که بتوان قوانین آن را استخراج کرد.

شکلوفسکی می گوید شعر رستاخیز واژگان است. شکلوفسکی معتقد است که کار شاعر برجسته سازی است. و یکی از اصطلاحات شکلوفسکی برجسته سازی است. قبل از شکلوفسکی هنجار گریزی بوده است.

آشنازدایی : کنار دریا : کسی که همیشه در کنار دریا است صدای دریا را نمی شنود ولی تازه وارد این امواج و صدای پرندگان را می شنوند چرا ؟ زیرا آنها برایشان عادت شده و برای تازه وارد خیر

آشنازدایی به وسیله مجاز ، استعاره و ... صورت می گیرد.

خبری : خورشید طلوع کرد . زبان معیار کار شاعرانه ندارد.

             آفتاب طلوع کرد.

             خسرو خاور طلوع کرد.

           خسرو خاور علم بر کوهساران زد.

یاکوبسون : 1. زبان پریشی : به جای یک کلمه یک کلمه دیگر به کار می رود.

به جای معشوق می گویند سرو

                  2. محور جانشینی ، محور هم نشینی :

                  خورشید طلوع کرد.

                  آفتاب طلوع کرد .       هم نشین است مربوط به نحو جمله است.

                  خسرو خاور علم بر کوهساران زد : محور جانشینی است.

فروید : همه شاعران روان پریش هستند.

فرم یا شکل یا صورت : اصطلاحی است در نقد ادبی و آن نظم یا هیأتی است که برای بیان محتوای اثر هنری به کار می رود و به عبارت دیگر روش و طرز تنظیم و هماهنگ کردن اجزای اثر هنری است یا به زبان ساده تر روش ارائه اثر هنری است  در ادبیات اروپایی نظم مشخص و موزونی است که هر قطعه شعر دارد.

یکی از راه های آشنا زدایی برجسته سازی است و یکی دیگر از راه های دیگر برجسته سازی یا آشنازدایی ، هنجار گریزی است.

در نقد جدید ادبی که پایه صورت گرایان به میان می آید اصطلاح هنجار گریزی به کار می برند . زبان شناسی جدید با سوسور شروع می شود و نقد جدید با زبان شناسان شروع می شود در قدیم نقد تذکره ای بوده و به تاریخ ادبیات اتکا می کردند و آن چه در تاریخ ادبیات نوشته شده بوده مورد نظر بوده واولین بار کسانی که مسائل حاشیه ای را کنار می گذارند فورمالیست های روس می باشند که چهره ی برجسته ی آن ها شکلوفسکی است . او شعر را رستاخیز کلمه ها می داند یعنی شاعر کلمه های مرده را تبدیل به موجودات زنده و پویا می کند. زبان شناسان به شعر به عنوان یک سیستم زبانی نگاه می کنند و می گویند هر زبان ساختار خاص خود دارد و شعر هم زبان ساختار خاص خود دارد

زبان معیار : زبانی که مردم روزمره با آن صحبت می کنند. سوسور تفاوتی میان زبان و گفتار قائل می شود.

من یک دانشجو هستم/ من دانشجو هستم / دانشجوام / انا تلمیذ . همه این جملات دارای نهاد و گزاره هستند از نظر ساختار زبان تفاوت آن ها در نظام آوایی است.

سوسور و زبان شناسان بین زبان و گفتار تفاوت قائل می شوند.

نظریه ساختار گرایان : اجزایی را پیدا کنیم که بر خلاف اختلاف ظاهری داستان ها در همه ی داستان ها وجود داشته باشد.

شکلوفسکی فورمالیست است و می گوید شعر رستاخیز کلمات است و شاعر با برجسته سازی این کار را انجام میدهد که در کنار آن غریب سازی و آشنا زدایی هم به کار می گیرد که ساخت گرایان به جای آشنازدایی کلمه هنجار گریزی را به کر بردند.

خورشید طلوع کرد : معیار است               آفتاب طلوع کرد : معیار نیست

سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد : برجسته سازی است

اما ساخت گرایان می گویند : زبان یک نظام قانونمند است و هرکس به نوعی این قاعده را بر هم بزند هنجار گریزی کرده است.

هنجار گریزی قبل از ساخت گرایان روس سوسور استفاده کرده است.

مثال بازی شطرنج :

اگر به جای مهره ی گم شده ریگ یا چیز دیگری به کار ببریم یک هنجار گریزی انجام داده ایم.

 

------------------------**************---------------------------

 

 هنجار گریزی 

تعریف جامع هنجار گریزی : هرگونه عدول آگاهانه و هنرمندانه از هنجارها و ساخت های طبیعی زبان را هنجار گریزی می گویند.

انواع هنجار گریزی از دیدگاه لیچ :

  1. هنجار گریزی آوایی : از قواعد آوایی هنجار گریز می زند.دو دهان داریم همچو نی / یک دهان پنهانست در لب های وی
  2. هنجار گریزی نحوی :قواعد نحوی زبان بر هم بخورد و گاهی هیچ زیبایی ندارد این نوع هنجار گریزی در شعر کاربرد زیادی دارد. چنین گفت رستم به اسفندیار .

با چکاچاک مهیب تیغ هامان ، تیز / غرّش زهره درانِ کوس هامان ، سهم  /پرّش خارا شکاف تیغ هامان ، تیز . در این قسمت اخوان رقص ضمیر به کار برده است و ضمیر را جابجا کرده است یعنی در حقیقت باید این طور باشد : تیغ های تیزمان و سهم کوس هایمان و پرّش و غرّش هم هنجار گریزی آوایی است.

  1. هنجار گریزی گویشی : وارد کردن واژگان مربوط به یک گوش خاص در شعر

و ما بر بیکرن سبز و مخمل گونه دریا / می اندازیم زورق هایمان را چون کُل بادام : کل یعنی پوست

  1. هنجار گریزی زمانی : غبارآلوده از جهان / تصویری باژگونه در آبگینه ی بی قرار (کلمات مشخص شده امروز دیگر کاربردی ندارد). به این نوع هنجار گریزی باستان گرایی نیز می گویند.
  2. هنجار گریزی نوشتاری : رفتم / در انتهای جاده نگاهی کردم / او بود/ از روی نرده خم شدم

                   روی

                      ر

                          و

                               د                      (حمید مصدق )

شاعر تغییری در تلفظ واژه به کار نمی آورد بلکه مفهومی ثانوی بر مفهوم اصلی واژه می افزاید.

  1. هنجار گریزی واژگانی : شاعر یا نویسنده با استفاده از قابلیت های زبان ترکیب های جدید به وجود بیاورد.

چمن است این / چمن است/ با لکه های آتش خون گل / و شیرآهن کوه مردی از این

                                                              واژگانی                          واژگانی

گونه عاشق / میدان خونین سرنوشت / به پاشنه آشیل / در نوشت . (شاملو)

                                                                باستان گرایی        زمانی

  1. هنجار گریزی معنایی :کلمه را در جایی به کار ببریم که طبق قواعد و سنت زبان نباید در آن جا قرار بگیرد. همه ی مجاز ها می تواند در این مقوله جای گیرد.

-ای درختان عقیم ریشه تان در خاک های هرزگی مستور

-یک جوانه ی ارجمند از هیچ جایتان رُست نتواند :

- عقیم برای درخت کاربرد ندارد و برای انسان کاربرد دارد . هرزگی برای خاک کاربرد ندارد . ارجمند صفت نابجایی است برای جوانه / رست نتواند هنجار گریزی نحوی و زمانی است.

  1. هنجار گریزی سبکی :

کرده ام توبه به دست صنم باده فروش / که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی

چو کحل بینش ما خاک آستان شماست.

------------------------**************------------------

باستان گرایی یا آرکائیسم :آن است که شاعر یا نویسنده در اثر خود از کلمات مهجور و ساختارهای دستوری قدیم استفاده کند . باستان گرایی به شعر حال و هوایی رمانتیک و کهن می بخشد. باستان گرایی یا آرکائیسم به سه دسته تقسیم می شود.

  1. باستان گرایی یا آرکائیسم لغت یا واژگانی  : شاعر از کلمات مهجور یا تلفظ های قدیمی تر کلمات استفاده می کند مثل کاربرد باژگونه به جای وارونه یا آبگینه به جای آیینه .( فرهنگ اصطلاحات ادبی / سیما داد) ( اگر دست محبت سوی کس یازی : یازیدن امروزه کاربرد ندارد ).
  2. باستان گرایی یا آرکائیسم نحوی :شاعر به جای به جایی جزئی از جمله یا جایگزینی  شکلی مثل دعا برای شکل دیگر مثل امر می پردازد.(فرهنگ اصطلاحات ادبی / سیما داد) (من امشب آمدستم دام بگذارم : آمدستم امروزه کاربرد ندارد).
  3. باستان گرایی یا آرکائیسم باورها : اشاره به باورها و اعتقادات کهن : دیو برف ( ای دیو سپید پای دربند )

نقطه مقابل باستان گرایی ابداع است . ابداع گریز از سنت است.

 

 

فرمالیسم : صورت گرایی ، تصویر شاعرانه

تا قبل از قرن بیست نقد بیشتر تأکید بر روی مسایل حاشیه بوده مثلا حافظ شیعه بود یا سنی ، شراب خوب است یا بد.

در ابتدای قرن بیست دو انجمن به نام های شاعران وادیبان ( شکلوفسکی ) و زبان شناسان ( یاکوبسون ) بوده اند.

این دو انجمن بنیانگذار فرمالیسم بوده اند . دشمنان نام فرمالیسم را به این گروه دانده اند.

 

------------------------**************------------------

شعر ناب چه ویژگی هایی دارد ؟

1.تخییل : تأثیر گذاشتن

2. شاعر نگاه نو داشته باشد. از مسائل اجتماعیی صحبت کند که نو باشد.

3. تصویری که می سازد کلیشه ای نباشد

4. قالب تازه ای داشته باشد.

در شعر ناب باید نوآوری باشد . یکی از راه های نوآوری آشنازدایی است و یکی از راه های آشنا زدایی هنجار گریزی می باشد.

 ------------------------**************------------------

مشکلات ادبیات معاصر :

1.       ادبیات جهان سوم و از جمله ادبیات ایران یک ادبیات سمبلیسم می باشد و که عامل آن ترس است ترس از جامعه ، سنت ،...

2.       نو بودن : وقتی چیزی کلیشه ای باشد نیاز به فکر کردن ندارد ولی نو نیاز به فکر دارد.

3.       ایدئولوژیک بودن : شاعر خود را متعهد می داند نسبت به مردم و جامعه و رسالتی که برعهده دارد.

4.       ایجاز : زبان فشرده است.

------------------------**************------------------

در شعر چند نوع من وجود دارد  ؟

      در شعر دو نوع من وجود دارد یکی من شخصی که شاعر از مسائل خود صحبت می کند و دیگری من انسانی که  اجتماعی می باشد.

 

 

------------------------**************------------------

 

تداعی معانی : یک مفهوم یک سلسله مفاهیم را در ذهن وارد می کند.

حافظ تصاویر سنتی را در هم می شکند و یا یک جابجایی به کار می برد.

آن پریشانی شب های دراز و غم دل / همه در سایه ی گیسوی نگار آخر شد

پریشانی خودش را به شب های دراز نسبت می دهد و گیسوی نگار را آورده و دنبال آن تمام چیزهای مربوط به زلف که در ذهن می آید در مصراع اول آورده است.

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را / که سر به کوی و بیان تو داده ای ما را

سر به کوه و بیان صفت غزال است اما حافظ آن را به خودش نسبت داده است. حافظ در شعر هنجار گریزی دارد و به دو شکل انجام می دهد :

الف : جابجایی در صفت ها انجام می دهد و تصویر را می شکند . پریشانی به خودش و درازی به شب

ب : کلمه ای را جانشین کلمه ای می کند که مفهوم آن را تداعی کند . سایه را به کار برده تا سیاهی زلف را تداعی کند.

تداعی معانی در روان شناسی یعنی یک مفهوم یک سلسله مفاهیم را وارد ذهن می کند و به یاد می آورد . کلمه بهار که انسان رابه یاد گل و گل به به یاد بو و حساسیت و پزشک و آمپول .

تداعی معانی مبتنی بر گفت و گو های درونی است و معمولا تک گویی است.

 ------------------------**************---------------------------

 

رئالیسم : یعنی واقع نمایی به موضوع و شیوه بیان اثر ادبی اطلاق می شود.

در این سبک نویسنده با بی طرفی موضوعی را از زندگی واقعی مردم و اشخاص از بین پیشه وران ، کارگران و مردم ستم دیده پیرامونش بر می گزیند و داستان آنها ار عینا نقل می کند. داستان بدون دخالت نویسنده سیر طبیعی خود را طی می کند. شخصیت آثار رئالیستی از طبقات پایین جامعه است. این نویسندگان تجربه واقعی را به خواننده منتقل می کنند.(فرهنگ اصطلاحات ادبی / سیما داد) 

رئالیسم جادویی :

تفاوت رئالیسم جادویی با رئالیسم: در رئالیسم بحث در مورد واقعیت است اما درجادویی خیال هم نقش بازی می کند و علاوه بر خیال اعتقادات و باورهای توده مردم نیز نقش دارد . چون یکی از عناصر داستان تأکید بر باورهای ملی و قومی می باشد که باعث می شود یک نوع دید ضد امپریالیسم پیدا شود.

رئالیسم جادویی داستان هایی است که باورها و اعتقادات بومی و محلی در آن نقش ایفا می کند و در اینجا است که مرز خیال و واقعیت در هم شکسته می شود.

*** نویسنده روایت واقعیت های تاریخی و اجتماعی سرزمین خود را با افسانه ها و باورهای قومی آن درهم می آمیزد و آن ها را بر اساس این باورها تفسیر می کند. رئالیسم جادویی شاخه ای از رئالیسم است.

دلایل پیدایش رئالیسم جادویی :

الف : خفقان موجود در جامعه که مانع آزادی می شد.

ب : مطالعات مردم شناسان غرب در باب فرهنگ و افسانه های قومی سرخپوستان و آگاهی این اقوام نسبت به فرهنگ خود

ج : میل شدید مردمان این سرزمین به روایت حوادث تاریخی که به سبب استعمار بر آنها گذشته (فرهنگ اصطلاحات ادبی / سیما داد)

------------------------**************---------------------------

جریان سیّال ذهن :

 گاهی نویسنده مطالب را طوری می نویسد که مرز نوشته مشخص نمی باشد. اگر نویسنده داستان را طوری بنویسد که به صورت واقعی است یا نه صورت خواب می باشد و خواننده باید تشخیص دهد چریان سیال ذهن گویند. نماینده واقع گرایی رمان صد سال تنهایی مارکس است.

بسیار ازمواقع جریان سیال ذهن مبتنی بر حدیث نفس است ( گفت و گو با خود)

دراین روش مرز واقعیت و رویا و خیال درهم آمیخته می شود و تشخیص این سه از یکدیگر به عهده خواننده است و نویسنده هیچ کمکی نمی کند حتی گاهی جمله ها را نشانه گذاری نمی کند و یا ضمایر و مرجع آن ها رادر هم  می ریزد. در جریان سیال ذهن نمی توان تشخیص داد کی به کی است.

تفکرات ناخودآگاه که داستان پیچیده می کند و سیلان خاطرات  در واقع عنصرSTORY که همان نظم منطقی است در اینجا وجود ندارد و همان جریان سیّال ذهن می باشد.

نسیمی کز بن آن کاکل ایو / مرا خوش تر ز بوی سنبل آیو

چو شو گیرم خیالت را در آغوش / سحر از بسترم بوی گل آیو

نهایت خیال پردازی می باشد و خیال انگیز ترین شعر فارسی است. در جریان سیال ذهن خواننده باید تشخیص دهد که مرده است یا زنده ، واقعی است یا نه و..

گل شیری کمی به جریان سیال ذهن نزدیک شده در داستان شازده.

ویژگی های جریان سیال ذهن :

  1. تفکرات جنبه آگاه ، نیمه آگاه و ناخودآگاه دارد.
  2. سیلان خاطرات ، احساسات و تداعی معانی ها بی پایان
  3. تکیه بر لایه های پیش گفتار که این تفاوت جریان سیال ذهن یا رمان های روانی است.
  4. گفت و گوهای بی مخاطب یا حدیث نفس
  5. گفت و گو های درونی

به کار گیری جریان سیال ذهن به چند روش می باشد :

الف : تک گویی درونی

ب : توصیف دانای کل

ج : خود گویی

تک گویی درونی : روشی است که محتویات ذهنی شخصیت داشتان در سطوح مختلف هوشیاری و خود آگاهی ارائه می شود. البته بخشی را ناگفته می گذارد.

تک گویی به دو صورت است :

الف : مستقیم : دخالت نویسنده را به شکلی غیر محسوس نشان می دهد. یعنی خودآگاه شخصیت داستان بدون هیچ گونه اثر و نشانی از نویسنده مستقیما به خواننده القا می شود. تنها دلیل بر وجود نویسنده وجود عبارات (گفت ) و ( گمان کرد ) است.

ب : غیر مستقیم : نویسنده دخالت دارد و به روایت حالات درونی می پردازد و توضیحات و نظرات حاشیه ای می دهد و مطالب را برای خواننده روشن تر می کند.

 توصیف دانای کل : در رمان نویسی فنی است که دانسته های ذهنی شخصیت ها در داستان را به روش روایی و توصیفی نمایش می دهد. دو ویژگی بارز دارد : الف : نویسنده داستان حضور دائم در ذهن قهرمان داستان دارد. ب ) روایت از زبان سوم شخص مفرد بیان می شود.

خود گویی : قهرمان قصه مطالبی را که در ذهن دارد در هنگام تنهایی بدون مانع بر زبان می آورد و خواننده یا بیننده را آشکارا در جریان محتویات درونی اش قرار می دهد و هیچ واسطه ای را میان گوینده ( قهرمان ) و شنونده ( خواننده ) نمی پذیرد.

------------------------**************---------------------------

رمان های روانی :

بعضی مواقع داستانی است که شخص روانی در آن بازی می کند . در واقع آن داستان روانی نیست. رمان هایی که در واقع راوی آن از حالات ذهنی خود و از حالات روانی خود صحبت می کند . مثل سه قطره خون که راوی خودش روانی است . آن چه که در ذهن و روان راوی جریان دارد در رمان های روانی اول و آخر دارد . در جریان سیال ذهن هر چیزی که به ذهن راوی برسد به قلم می آورد و هیچ ارتباط منطقی ندارد . در  رمان های روانی چیزهایی که در ذهن شخص اتفاق می افتد روی کاغذ آورده می شود و نظم منطقی دارد ( فیلم هویت ) .

در سه قطره خون روای در ذهن جریان هایی را تداعی می کند که گربه را بکشد .

در جریان سیال ذهن راوی روانی نیست ولی در رمان روانی راوی روانی است.

در جریان سیال ذهن هرچه در ذهن بیاید روی کاغذ می آورد ونظم منطقی ندارد ولی در رمان های روانی نظم منطقی دارد و داستان از نقطه ای شرو می شود و در جایی ختم می شود  و وقتی دقت شود معلوم می شود که تمام شخصیت های داستان خودش ( راوی )می باشد.

نمونه جریان سیال ذهن رمان های عباس معروفی است که بسیار ملایم است . از رئالیسم جادویی در ایران می توان منیرو روانی در رمان اهل غرق اشاره کرد.

------------------------**************------------------

نقد وبررسی کسی که مثل هیچ کس نیست :

زبان کودکانه است و آرمان های کودکانه نیست. امیال وآرزوهای یک انسان است که به صورت زبان کودکانه بیان می شود. از طبقه کارگر و انقلابی صحبت می کند که  مالکیت های خصوصی را از بین می برد و همه چیز را تقسیم می کنند. هر کس یک برداشت از این منجی دارد. از زبان ما هر کسی که حاجت همه را می دهد. من انتظار او را می کشم که بیاید و یک انقلاب اجتماعی شود و این بی عدالتی ها را از بین ببرد و مالکیت های خصوصی را از بین ببرد.

فروغ تحت تأثیر ابراهیم گلستان است . فروغ شاعر اجتماعی است .سبک خاصی دارد و صاحب سبک می باشد. هنر فروغ هنر حافظ است که به اسم هیچ کسی ثبت نکرده است و مشخص نکرده است که آن منجی چه کسی است و اسم نیاورده است. مرتب هشدار می دهد به آمدن کسی که زورگویی را از بین می برد و عدالت را برپا می کند. دو زبان به کار برده . راوی در دو سن مختلف است اول یک بچه است و در قسمت های آخر یک بچه نیست بلکه یک آدم بالغ است  که می توان آن را یک هنر یا عیب دانست .

مردم محله کشتارگاه : ادم کش هستند که توقع انجام کار از آن ها نمی رود.

می توان گفت یک طبقه کارگر و زحمت کش را در نظر می گیرد که توانایی انجام کار ندارند.

در این شعر نوعی تداعی معانی آزاد در قسمت اول دیده می شود.

کسی که فروغ انتظار می کشد کسی است که از میان همین آدم ها به وجود می آید و از آسمان یا جایی دیگر نمی آید. هرچه را که جمع کرده باشند از آنها می گیرد و تقسیم می کند.

رژیم پهلوی ما را از ابتدایی ترین نیازها زندگی هم محروم کرده است.

**فروغ زندگی هنری دو دوره ای دارد . دوره اول در اسیر ، عصیان و دیوار زبان عروضی است و بیشتر به عروض و قافیه مقید است مضمون های اصلی آن عشق است . دختر عاشق پیشه شجاع است و این شجاعت آن به خاطر این است که از تجربه های عاشقانه خود می گوید.

در مرحله دوم تولدی دیگر ، فروغ دیگری متولد می شود و من او من پنهان است و من انسانی است.  از تاریخ ما می گوید

فروغ دو نوع من داشته : من فردی و من انسانی

من در دوره اول فروغ خود فروغ است ولی من در مرحله دوم من بزرگ شده است که به مرحله بلوغ رسیده است.

افق انتظار :مجموعه ذهنی است که تغییرات و انحرافات از هنجار را با حساسیتی اغراق آمیز ثبت می کند.  بارت : الف : شعر باز : پیام غیر مستقیم دارد خواننده می تواند از آن برداشت های متفاوت کند.

                                 ب: شعر بسته : هیچ برداشت دوگانه ای نمی شود یک پیام مستقیم دارد .

شعر دوره اول فروغ به افق انتظار پاسخ نمی دهد

------------------------**************------------------

 

نقد داستان قفس

فلسفی : قفس نماد جهان و مرغ و خروس ها آدم هایی هستند که فقط در فکر خوش گذرانی هستند و کارشان تولید مثل است . دست اجل آن ها را بر می دارد و می برد و سر می برد . دنیا کثافت خانه ای است که همه درآن دست و پا می زنند و هیچ کاری برای بیرون آمدن از قفس انجام نمی دهند.

سیاسی : قفس نمودار جامعه ای از نویسنده است که در آن زندگی می کند و دست سیاه را دست دیکتاتور می توان گرفت که آدم های این جامعه نابود می کند. همه ی آدم ها را در قفس کرده اند که کارشان تولید مثل است و دستی بیاید و تولید آن ها را بردارد و ببرد و به این افراد درون قفس نان بخور و نمیری بدهند فقط برای تولید مثل.

------------------------**************------------------

 

نقد فرمالیستی و نقد ساختاری چه تفاوتی دارند؟

نقد فرمالیستی مربوط به یک قسمت مشخص می باشد مثلا یک غزل حافظ و نقد ساختاری دنبال اجزای سازنده کل ادبیات است و می گویند یک جمله ی زیبا چگونه ساخته می شود و قوانینی را ثبت می کنند که شامل کلیه موارد می شود.

------------------------**************------------------

کلاسی سیسم : کلاسیک چند معنی دارد :

  1. در یونان باستان به هر اثری ارزشمند اخلاقی که شایسته آموزش دادن بوده اثر کلاسیک می گفتند.
  2. بعهد هر اثری که شایسته آموزش دادن بودن وآموزشی بوده و قابل تدریس بوده اثر کلاسیک می گفتند.
  3. تمام آثار بازمانده های کهن را اثر کلاسیک گویند.

در مکتب کلاسی سیسم یکی از پایه های آن عقل بود و تنها اثری به درد می خورد که بر اساس عقل بود. دیگری اخلاق و دیگری زیبا باشد( زیبایی قراردادی است وقانونی نیست ) .

اگر نوشته های ادبی باید بر عقل مبتنی باشد پس جای تخییل کجاست بنابراین به سراغ مکتب رمانتیسم می روند و این مکتب را اختراع می کنند. پایه مکتب رمانتیسم تخییل ، هیجان ، احساس و عاطفه است. در مکتب رمانتیسم شعر مورد توجه قرار می گیرد و دنیای واقعی فراموش می کنند و دنیای آن ها دنیای تخییلی است.

------------------------**************------------------

نقد و بررسی شعر" میراث" اخوان ثالث

اخوان شاعر صد در صد سیاسی نیست و در اواخر عمر اعتیاد گریبان او را می گیرد و شدیدی به حشیش پیدا می کند . شاعرترین شاعر ادبیات معاصر ایران اخوان ثالث است. از نظر شخصیتی هم می توان اخوان را قبل از شاملو قرار داد.

زبان شناسی اخوان : اخوان با فرهنگ گذشته ایران بسیار سازگار می باشد و در شعر خود از آن استفاده کرده است . اطلاع او از زبان گذشته ی ایران بسیار بالا است. ارکائیسم یا باستان گرایی درشعر اخوان دیده می شود. شاخص ترین ویژگی اخوان ناامیدی اوست . ناامید او بیشتر به خاطر ناامیدی است که بر ادبیات این است و شکست هایی است که مشروطه خواهان دچار می شوند.

از سال 1320 تا 1332 شکوفایی ادبیات ایران است زیرا رژیم ضعیف شده و مخالفان قوی و چند دسته شده اند و حزب توده نیز حزبی بسیار قوی می باشد.

*** شعرهایی را که به صورت داستان های بلند سروده می شوند شعر روایی می گویند.

روز گار آلود : هنجار گریزی معنایی        ژنده پیر : هنجار گریزی زمانی

مانده میراث از نیاکانم مرا : هنجار گریزی نحوی ( برای من )

جز پــدرم آیــا کسی را مشناسم کز نیاکانم سخن گفتند نزد آن قومی که ذرات شرف در خانه خونشان : طنز                  خانه خونشان : ترکیب جدید /ذرات شرف:استعاره

زبان پریشی : بیمار روانی گاهی به جای یک کلمه  ، کلمه ای دیگر به کار می برد که به آن زبان پریشی می گویند مثلا به جای پدرم را دیدم می گوید غولی را دیدم . که از پدر تصویر غولی در ذهن داشته است یعنی در نظرش تصویر یک غول داشته است.

کاربرد استعاره ، تشبیه و کنایه و... نوعی هنجار گریزی معنایی می دانند

سرو استعار از قد گرفتن

کرده هر جا را بهر هرچیز دگر ، حتی برای آدمیت ، تنگ : طنز ، از قومی صحبت می کند که آن قدر شرف دارند که جا برای آدمیت تنگ شده است.

جز پدرم آری : هنجار گریزی آوایی 

اخم جنگلی (انبوه درختان ) خمیازه کوهی (غار) : هنجار گریزی معنایی

یک فرضیه علمی را به این زیبایی بیان کرده در مورد نیاکانی که در اخم جنگلی و یا در خمیازه کوهی زندگی می کرده اند. زبان اخوان در این شعر هم روایی است.

این دبیر گیج و گول و کور دل تاریخ : هنجار گریزی معنایی ( تشبیه )

( تاریخ منحصرا در دست عده ای خاص بوده و اجازه نمی داده اند که تاریخ یا سرگذشت ها آلوده شود). گیج و گول و کور دل : هنجار گریزی آرکائیسم ) درحوزه لغت

در بنان در فشانش کلک شیرین سلک می لرزید: فضا سازی می کند و از مورخان قدیم انتقاد می کند.

بیالاید : آلوده شدن تاریخ به سرگذشت های پریشان : طنز زیبا دارد و هنجار گریزی است.

رعشه افتادش اندر دست : هنجار گریزی نحوی – رقص ضمیر

حبرش : فضا سازی زیبا دارد . از دبیر صحبت می کند و کلمات حبر و لیقه به کار می برد و فضای داستان را چون دیوان خانه توصیف می کند.

امیر عادل : طنز . استعاره ی تهکمیه و مجاز می تواند باشد مجاز به علاقه ی تضاد یعنی امیر ظالم .

ماه نو را دو شهر ما چاکران در .... دیدیم. مادیان سرخ یال ما سه کرّت تا سحر زایید: تاریخ گذشته چیزهای مزخرفی می باشد . تاریخ در دست گروهی بوده که مورخان مزدور بوده اند و چیزهای بی ارزش و دروغ را سر هم می کرده اند و می نوشته اند

یکی تاریخ : امیران می باشد.

من یقین دارم که در رگ های من مرده ریگ : هنجار گریزی زمانی  . میراث آرکائیسم در حوزه لغت

توفان سرخ : حمله روسیه و گرفتن شمال ایران  یا حمله مغول

اندرون نا چار مالامال از نور معرفت شد باز : طنز زیبا ( گرسنه شدیم).

کانچه بینی در کتاب تحفه ی هندی : نام کتاب معروف هندی در طب

هر یکی خوابیده او را در یکی خانه : قوطی عطاری

کاروانسالار ره نشناس : پارادوکس

کشفرودم : قسمت اعظم کشورم را گرفته و مرا راندند به عقب

باز او ماند و سه پستان : اشاره به شغل پدر که عطاری داشته است.

آستین چرگین : آدم های کارگر

اوج داستان پردازی : ناگهان توفان بی رحمی سیه برخاست

------------------------**************------------------

دال و مدلول : دال ( لفظ) مدلول ( معنی )

دال : مجموعه ی صامت ها و مصوت ها است

مدلول : تصویری که در ذهن به وسیله دال ایجاد می شود. دال ها معمولا چند ملول دارد هر دالی چند مدلول دارد هر کدام از مدلول ها برای چند مدلول دیگر دال می شود و معنی به تأخیر می افتد.

------------------------**************------------------

نقد و بررسی شعر "کتیبه" اخوان ثالث

کتیبه : تاریخ انقلاب های ایران است.

هدایت و اخوان از طنز سیاه استفاده کرده اند.

طنزی که حالت طنز گل آقایی است طنز سفید است همراه با خنده است.

طنزی که تند و تلخ و عمیق است طنز سیاه است همراه با لبخند تلخ است.

همه با هم متحد بودند ولی با زنجیر و از پا یعنی مجبور بودیم.

هرکسی را که دوست داشتیم می توانستیم به طرفش برویم ولی تا جایی که زنجیر کشده می شد و رخصت می داد.

صدایی که بلند می شود و بعد ساکت می شود به موجی تشبیه کرده که به ساحل می خورد و دوباره در دریا ناپدید می شود.

گروهی شک و تردید : هنجار گریزی

شبی که لعنت از مهتاب می بارید : هنجار گریزی

هلا....      اوج تصویر سازی اخوان در شعر می رساند.

------------------------**************------------------

|+| نوشته شده توسط پیکر در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389  |
 جزوه ادبیات معاصر قسمت دوم

نقد و بررسی داستان سگ ولگرد

 لغزش دستوری در سگ ولگرد وجود دارد . هر چیزی که در میدان ورامین است چندان مهم نیست و جهت رفع گرسنگی است. حتی خورشید میدان ورامین قهار است. نیمه هایی که هدایت در داستان خود زیاد از آن یاد می کند علامت نقص می باشد. در این داستان از کار افتادن مساوی با مرگ است و حرکت مساوی با زندگی است.

درخت چنار هم امیدوار کننده نیست.

چرا شیر برنج ؟ بوی شیر برنج برای سگ تداعی دوران بچگی پات است.

گنجشک همیشه سرو صدا دارد ولی در این داستان ساکت است و این یعنی ناامیدی.

سگ سگ معمولی نیست سگی است که در پشت چشم آن نگاه انسانی است.

اذیت کردن پات یعنی اینکه همه ی مردم سادیسم دارند. از همه بدتر بچه شیر برنج فروش است که از اذیت کردن پات لذت می برد.

در این داستان زبان گفتاری جالبی دارد . انشای گفتاری دارد ولی املای گفتاری ندارد یعنی کلمات شکسته در متن بکار نبرده است.

نیش زدن به دین در این داستان وجود دارد. زدن سگ به خاطر دین بوده که چشم داشت ثواب داشته اند زیرا دین سگ را نجس می داند.

یک دانه کفش : باز نماد نقص است

نیمه شب : باز نماد نقص است

در مورد سگ چرا میل غریزی می گوید ؟ زیرا میل جنسی است و همه مردم زندگی شان در شهوت و غذا و خوردن خلاصه می شود .

میدان ورامین و اسکاتلند مقایسه  شود؟ در اسکاتلند همه چیز مرتب و همه ی حدودها رعایت می شود که آن حدود قلاده است. در میدان ورامین حدود ندارد و قلاده هم ندارد.

چرا صادق دو زمستان می گوید ؟ چون می خواهد سختی را بگوید . هدایت اگر ناخودآگاه زمستان گفته پس ارپی تایک است ولی هدایت همه چیز را دانسته به کار می برده است.

هدایت قدرت زیادی در توصیف چهره افراد داشته است.

اسم سگ را در اوایل داستان نمی گوید و این نکته بسیار جالبی می باشد.

عامل همه ی ولگردی های سگ میل جنسی است و رفتن به دنبال سگ ماده

صاحب این سگ چرا به ورامین می آید؟ برای میل جنسی چون به خرابه می رود و صاحب سگ هم به دنبال ماده بوده است.

سگ ولگرد : نماد انسان است که به  رانده شدن و هبوط انسان از بهشت اشاره دارد.

اسکاتلند : نماد سرزمین نیاکان نماد سرزمین بهشت آیین ولی زندگی مکانیکی

ورامین : دنیای کنونی و زمین ماست

خرابه : جاهایی است که زنان روسپی در آن ساکن هستند.

سگ ولگرد از دید سیاسی :

سگ می تواند هر ایرانی باشد و ورامین را جامعه ی ایران بدانیم . همه ی آدم ها بدبخت و بیمار هستند که فقط به خاطر نان خوردن تلاش می کنند و مورد اذیت دیگران قرار می گیرند. اسکاتلند نماد طبقه ای برابر طبقه محروم می تواند باشد که در رفاه و آسایش قرار دارندو حاضرند به طبقه محروم کمک کنند در صورتی که مطیع آنها شوند.  

در داستان سگ ولگرد روحیه ناامیدی شدید وجود دارد که گویا هدایت تحت تاثیر عوامل مخرب جنگ جهانی قرار دارد . از سوی دیگر آشنایی او با کافکا اعتقاد او را به پوچی راسخ تر می کند.

درداستان های صادق هدایت هر جا صحبت از احساسات بچگی می شود تاکید او بر فرار شخصیت از روبه رویی با واقعیت های زندگی و عقب گرد به بچگی به خاطر عدم توانایی روحی است نه نشانه معصومیت.

عوامل سبک ساز داستان سگ ولگرد : الف : فضای تیره  ب : ابهام آفرینی

سگ : آدم

صاحب : خدا

سگ ماده : حوا

میدان ورامین : دنیا

باغ  : بهشت

------------------------**************------------------

مقایسه گربه سیاه آلن پو و سه قطره خون

داستان آلن پو از آخر شروه شده و عیب داستانی که آخر شروع می شود این است که کشش ندارد.

یک نکته که در این داستان وجود دارد آن هم موضوع تعلیق است و تعلیق یعنی داستان را به عقب انداختن ، به وسیله تعلیق گره گشایی را عقب می اندازد و باعث جذابیت داستان می شود. به وسیله تعلیق از اول مشخص نبود که گربه کشته شده بوده یا نه .

در داستان باید یک گره وجود داشته باشد و تمام داستان به دنبال گره گشایی باشد.

نمونه : دوست داشتن دختر و پسر / مخالف بودن خانواده دختر ( گره )

حالت تعلیق : مانع بر سر راه نویسنده گذاشته شود تا نویسنده نتواند داستان را تمام کند و خواننده را به دنبال خود بکشد.

آیا صادق در سه قطره خود تحت تأثیر آلن پو بوده است ؟ نظر دکتر : شاید فکر اولیه سه قطره خون از آلن پو گرفته باشد.

داستانی که آلن پو طرح می کند دارای فضای جادویی مبهمی است .

داستان سه قطره خون صادق رمان روانی است. منظور دیوانگی نیست . داستان در مورد آدم های روانی نیست . داستانی است که در روان شخصیت ها است و نویسنده سعی دارد شخصیت ها را روانکاوی کند.

تفاوت : در داستان هدایت دو قسمت کاملا مجزا است ولی آلن پو یک قسمت است. آلن پو سعی دارد واقعیت نمایی کند و از یک طرف می خواهد وارد یک فضای جادویی شود . برای واقعیت نمایی به یافته های علمی متوسل می شود ولی هدایت بر خلاف اوست و واقعیت نمایی نمی کند. و داستان را در یک فضای مبهم می نویسد.

از لحاظ شخصیت در داستان آلن پو اول آدم خوبی است ولی یکدفعه تغییر شخصیت می دهد وبه علت تغییر اشاره نشده که این ضعف آلن پو را می رساند و علت این ضعف به خاطر پلات است . معلوم نمی شود که چرا یکدفعه از گربه متنفر می شود. ولی در داستان هدایت این ضعف ها دیده نمی شود . هدایت ابهامات را بر عهده خود خواننده می گذارد که آیا شخصیت یکی است یا دو تا. آیا ترانداز تیر انداخته یا ذهنی بوده  یا دیوانه شده و در ذهن خود تیر انداخته.

هدایت در زندگی عشق ناکامی داشته و بسیاری از مواقع داستان زندگی را در داستان های خود آورده است.

 

------------------------**************------------------

شغالی

گر

ماه بلند را دشنان گفت

پیران شان مگر                        اگر شغالی به ماه بلند دشنام میدهد مثل اینکه اجداد او اینچنین

نجات ازبیماری را                                                                     تجویز کرده اند.

تجویزی این چنین فرموده بودند.                 فرموده : طنز

فرزانه در خیال خودی

اما

که به تندر

پارس می کند ،                              پارس کردن کار سگ است

گمان مدار که به قانون بو علی

حتی جنون را

نشانی از این آشکاره تر

به دست کرده باشند.

------------------------**************------------------

زولا : همانطور که دانشمندان دست به تجربه ، مشاهده و عمل می زند پس رمان ها هم باید بر اساس تجربه و آزمایش باشد.

ناتورالیسم به قانون وراثت اهمیت زیادی می دهد. صادق چوبک دارای مکتب ناتورالیسمی است به خصوص در توصیف صحنه های زشت.

داستان عدل : طرح اولیه یک داستان است . تیپ های مختلف جامعه را می گوید و با دید انتقادی به آن ها نگاه می کند. پایان داستان با توجه به عصرجدید یک پایان غیر منتظره است.

------------------------**************------------------

نقد و بررسی شعر "ای مرز پر گهر" فروغ فرخزاد

فاتح شدم / خود را به ثبت رساندم / خود را به نامی ، در یک شناسنامه مزین کردم/ و هستیم به یک شماره مشخص شد. ( آدم های این جامعه فقط اسمی دارند چیز دیگری ندارند. فقط شماره شناسنامه دارند. )

پستانک سوابق پر افتخار تاریخی / لالایی تمدن و فرهنگ / و جق جق جقجقه ی قانون ( پستانک و لالایی و جقجقه چیز هایی است که کودکان را فریب می دهند و حاکمان نیز با از تاریخ صحبت کردن در صدد فریب مردم بوده اند)

در سرزمین شعر و گل و بلبل : ( تبلیغ پوچ رژیم را می گوید)

موهبت زیست آن هم / وقتی که موجود بودن تو پس از سال های سال پذیرفته می شود : (بگذارند زنده باشی و می گوید من هم آدمم : طنز )

هر چهارشنبه بعد از ظهر ، آنرا : ( بیت های بخت آزمایی را اشاره می کند).

بعد از فرو کشیدن چندین نفس از چند گرم جنس دست اول خالص : (جنس دسته اول : مواد مخدر)

و صرف چند بادیه پپسی کولای ناخالص / و پخش چند یاحق و یا هو و غ و غ و و هو هو : ( روشنفکران مصرف کننده مواد مخدر )

در مجلس تجمع و تأمین آتیه : ( اگر به مجلس راه پیدا کردی آینده ات تأمین است )

از جانب شمال ، به میدان پر طراوت و سبز تیر / و از جنوب ، به میدان باستانی اعدام : ( سرزمین وسیع و تاریخ وسیعی داریم ولی این سرزمین از یک طرف به میدان تیر و از طرف دیگر به میدان اعدام وصل است  : طنز است مسخره می کند).

 ------------------------**************------------------

پایان آزاد: زمانی تصور این بود که یک اثر ادبی باید به موضوع خاص و در چهارچوب خاصی دلالت کند ولی اکنون در مکاتب ادبی جدید نقش خواننده به عنوان اصلی ترین تعیین کننده ی پیام اثر هنری مورد تأکید است . بر این اساس یک نویسنده تا زمانی می تواند بگوید اثر من دارای این ویژگی می باشد و این هدف و پیام را دارد که اثر خود را در اختیار توده مردم قرار نداده باشد . وقتی که در اختیار توده مردم قرار داد دیگر نویسنده مرده است و خواننده است که از اثر ادبی او برداشت های متفاوتی می کند. پس اکثر نویسندگان به این نتیجه رسیدند که آثار را ارائه دهند که نتیجه گیری قطعی آن برعهده خواننده باشد. پس واژه پایان آزاد در محافل ادبی رواج یافت و منظور از این اصطلاح این بود که هر اثر هنری پایان و انتهایی مبهم پیدا کند تا خواننده ناچار شود در ساختار معنایی داستان مشارکت فعال داشته باشد.

------------------------**************------------------

ادبیات عامیانه یا فرهنگ توده یا فرهنگ عامه یا فولکلور : مجموعه افسانه ها ، ضرب المثل ها ، ترانه های عامیانه ، لغزها ، چیستان ها ، رقص ها ، پیشگویی ها ، اعتقادات و مراسم در مورد تولد ، ازدواج ، مرگ ، کشاورزی ، پیشگیری  و معالجه ، بیماری ها و به طور کلی آداب و رسوم و عقاید رایج در میان جوامع گوناگونن که به صورت شفاهی یا از طریق تقلید و تکرار از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. ادبیات عامیانه تا حدود یک قرن پیش به صورت مکتوب در نیامده بود. فکر جمع آوری ادبیات عامیانه یک فکر ملی گرایانه بود. بسیاری از مردم شناسان ادبیات عامیانه را آینه شیوه تفکر و ارزش های فرهنگی ملت ها می دانند. ادبیات عامیانه در بین هردو جوامع پیشرفته و ابتدایی رواج دارد. در ایران ادبیات عامیانه نخستین بار توجه شرق شناسان را برانگیخت. صادق هدایت از ایران در این زمینه کارهای جالبی انجام داده و دو کتاب او نیرنگستان و اوسانه است.

------------------------**************------------------

 

تقسیم بندی شعر در ادبیات عرب :

الف : نمایشی

ب : غنایی

ج : تعلیمی

د : حماسی

------------------------**************---------------------------

در ادبیات فارسی از دیرباز تقسیم بندی شعر تنها از لحاظ قالب های شعری و اغلب بدون توجه به موضوع و محتوای آن بوده است . بعضی از آثار شعر فارسی را برحسب اختصاصاتی که دارند در گروه غنایی ، حماسی  و تعلیمی جای می دهند.

شعر آزاد : در شعر آزاد ، هماهنگی کلمات و تناسب موسیقایی آن ها در نظر گرفته می شود یعنی شعر به جای وزن دارای ریتم یا ضرب آهنگ است. پایه واساس شعر آزاد کلا بر موسیقی و تقسیم مصراع ها به واحد های آهنگین است . آنچه امروزه در زبان فارسی به شیوه آزاد اروپایی متداول است بیشتر به شعر منثور و گاه شعر سپید معروف شده است. در شعر آزاد فارسی که به شعر نیمایی یا شعر آزاد نیمایی نیز معروف است وزن عروضی و قافیه به شیوه خاص رعایت می شود . تنها وجه اشتراک شعر آزاد فارسی با شعر آزاد اروپایی کوتاه وبلند بودن مصراع ها در آنها است.

------------------------**************------------------

شعر آزاد نیمایی : یکی از متداول ترین انواع شعر نو شعر آزاد نیمایی است که از نیما یوشیج گرفته شده است . نیما در شعر خود راهی کاملا متفاوت چه از نظر محتوا و چه از نظر شکل با شعر سنتی رفته است. او تحت تأثیر ادبیات غرب خواستار تغییراتی در شعر فارسی شد . پیش از او تقی رفعت و جعفر خامنه ای و کسمایی نیز در این زمینه کوشش هایی کرده اند. کوشش های نیما با انتشار بخشی از منطومه غنایی افسانه شروع شد.

ویژگی های شعر آزاد نیمایی :

الف : طرز نگرش تازه به اشیاء و طبیعت و زندگی

ب : زبان و شیوه ی بیان نو که لازمه ی توصیف دیدگاه ها و برداشت های تازه شاعر است.

ج : نو آوری و تنوع در قالب و وزن .

رعایت این سه اصل مهم شعر موفق نیمایی را از یک پارچگی و وحدت و تناسب شکل و محتوا برخوردار می کند.

------------------------**************------------------

شعر آفاقی : شعری است که درباره اشیاء بی جان که شاعر در آن دید تازه نسبت به اشیاء معمولی در خواننده ایجاد می کند یا اشیاء عجیب و نا آشنا را به صورت چیزهایی نا آشنا نشان می دهد.

------------------------**************------------------

شعر آوایی :

 

 

 

------------------------**************------------------

شعر اعترافی : به آثار بعضی از شاعران گفته می شود که  جزئیاتی از زندگی شخصی خود را در شعر بیان می کند که طرح آن به شکل علنی مشکل آفرین است. در شکل خوب خود موضوع هایی را که ممنوع بوده با صداقت و صراحت می کاود و موجب تحر زبان می شود  و در شکل بد خود به پرحرفی خصوصی میدان می دهد و منجر به خود بزرگ بینی و احساس ترحم نسبت به خود یا حرف های خود محورانه می شود. این نوع شعر بعضی مواقع به اتو بیوگرافی منجر می شود.

------------------------**************------------------

شعر انتزاعی : در مورد شعرهایی به کار برده شده است که در آن بیشتر به ارزش های صوتی واژه ها توجه می شود تا به معنی و مفهوم آن ها. در شعر انتزاعی به دلالت های معمول  به کلمات کمتر توجه می شود. بیشتر تأثیر شنیداری آن مورد نظر است. و از قافیه و وزن نیز برای این منظور کمک گرفته می شود.

------------------------**************------------------

شعر پژواکی : شعری است که در آن آخرین هجاهای یک مصراع در مصراع بعدی به صورت انعکاس صوت و با تغییری در معنی تکرار می شود.

اینان کجا شدند ؟ چون گفتم خظیره نیز / داد از صدا جواب که اینان کجا شدند؟

------------------------**************------------------

شعر تعلیمی : شعری است که هدف سراینده ی آن ، آموزش است . شعر تعلیمی به معنی خاص خود اغلب دستورالعمل هایی است منظوم درباره علوم و فنون مختلف یا نظریه و اعتقادات فلسفی یا سیاسی یا مانند آن . در کل شعری که غرض از آن القای نتیجه اخلاقی به خواننده باشد نیز شعر تعلیمی می گویند.

------------------------**************------------------

شعر سپید : در ادبیات غرب به شعر بدون قافیه که دارای وزن باشد گفته می شود. شعر سپید انگلیسی معمولا وزن مشخصی دارد و آن وزنی است که درهر مصراع آن ده هجا و پنج تکیه به کار رفته است. در فارسی شعر سپید به شعری آهنگین اطلاق می شود که نه وزن عروضی دارد و نه قافیه . شعر سپید به علت نداشتن قافیه نیاز به خصوصیاتی دارد که به آن قدرت تأثیر ببخشد. این خصوصیات معمولا با ایجاد سکته های متناوب ، مکث هایی درجای جای مصراع ها و تکیه متناوب بر هجاها در عین حفظ وزن معین به دست می آید. شعر سپید به بخش هایی که از نظر معنی واحدهایی مستقل و از نظر طول متفاوت است تقسیم می شود.

------------------------**************------------------

شعر شهوانی : شعر اروتیک شعری است در توصیف جنبه های جسمانی عشق برخلاف شعر عاشقانه که بیشتر برجلوه های معنوی و احساس والای عشق تأکید دارد. شهر شهوانی در عین حال با ادبیات هرزه گی که با هدف تحریک امیال جنسی به وجود می آید متفاوت است در شعر شهوانی جنبه عاطفی و جنسی عشق در هم می آمیزد و اغلب بیانی هنرمندانه دارد. در شعر فارسی به این نوع شعر کمتر برخورد می کنیم زیرا عوالم عشق در شعر فارسی اغلب با عرفان و عشق عرفانی آمیخته است .

------------------------**************------------------

شعر عرفانی : شاخه ای از شعر فارسی دری است که شاعران عارف یا عارفان شاعر تحت تأثیر مشرب تصوف به وجود آورده اند. شعر عرفانی به بیان حال و عوالم خاص عارفان یا شرح اصول عقاید یا تفسیر و تأویل افکار آنان اختصاص دارد.

------------------------**************---------------------------

شعر منثور : شعر منثور شعری است که با حفظ خصایص شعر به شکل نثر نوشته شده اما نثر شاعرانه نثری است که درآن مفاهیم گزارشی و حقایق غیر شعری با ابزار شعر از قبیل سجع و صنایع شعری بیان می شود مانند انگلستان . در ادبیات فارسی معاصر در ابتدا اصطلاح شعر منثور را برای ترجمه شعرهای خارجی که در ضمن ترجمه وزن و صورت شعری خود را از دست می داد به کار می بردند. هوشنگ ایرانی از جمله اولین شاعرانی است که شعر منثور را در دو اثر خود به کار برده است.

------------------------**************---------------------------

شعر نمایشی : در ادبیات به شعری اطلاع می شود که در آن از شیوه های نمایش یا عناصر نمایشی استفاده شده باشد و از خصوصیات نمایشی بهره داشته باشد. در شعر اخوان ثالث بسیاری از عناصر شعر نمایشی را می توان یافت از جمله کتیبه .

------------------------**************---------------------------

شعر نو : کلیه شعرهایی را که در دوره معاصر در قالب هایی غیز از شعر سنتی سروده شده باشد شعر نو می گویند.

------------------------**************---------------------------

ایماژیسم یا تصویر گرایی : پیروان این مکتب معتقد بودند که باید برای بیان مقصود به جای بیان مستقیم از تصویر بهره گرفت. تصویر ها باید دقیق و واضح و متوجه به جزئیاتی باشد و بیشتر جنبه عینی و بصری داشته باشد. به همین جهت ایماژیسم با توجه به ظواهر اشیاء به امپرسیونیسم نزدیک است . زبان شاعر این مکتب به زبان گفتار بسیار نزدیک است در این مکتب ایجاز و کوتاه بودن شعر و درعین حال صراحت و وضوح آن از اصول مورد توجه شاعران است. وزن در اشعار ایماژیست به وسیله توالی عبارت های آهنگین به وجود می آید.

تصویر : به جای ایماژ غرب به کار می رود. اثری هنری است که به وسیله کلمه ، عبارت یا جمله نویسنده یا شاعر ساخته می شود تا تجربه حسی خود را به ذهن خواننده یا شنونده منتقل کند. هدف به کارگیری تصویر تشدید احساس و انتقال آن از گوینده به شنونده یا خواننده است. در حقیقت بحث درباره تصویر ، کلیه مباحث فن بیان و بعضی از مباحث صنایع لفظی بدیع را شامل می شود.

 شکل گرایی یا صورت گرایی یا فرمالیسم : مهم ترین عنصر در اثر ادبی از نظر شکل گرایان زبان و ساختار آن است . اثر ادبی نوشته ای است که در آن زبان متداول با روش ها و تمهیداتی که نویسنده یا شاعر به کار می برد به هم می ریزد تا زبانی تازه و آشنا به نظامی جدید به وجود بیاید و این همان چیزی  است که در آن به آشنا زدایی تعبیر می شود. به طور کلی عقاید شکل گرایان را به این ترتیب می توان خلاصه کرد.

اثر ادبی بیش از آن که وسیله ای برای بیان عقاید یا انعکاسی از واقعیتی اجتماعی باشد خود واقعیتی مادی است که از کلمات ساخته شده و در این ساخت آن چه مهم است جنبه فنی و شگردهایی است که هنرمند به کار می برد.

تصویر یا صور خیال : توصیف تخیلی یا مقایسه ای تخیلی که منجر به ایجاد نقشی در ذهن خواننده یا شنونده شود

تصویر انواع گوناگون دارد : 1) دیداری 2) شنیداری 3) حرکتی 4)چشایی 5)بویایی 6)لامسه ای 7)تصویر تناقص نما 8)تصویر حاصل از تضاد 9) تصویر های تمثیلی 10)تصویر ایهامی

صورتک یا نقاب یا پرسونا : نقابی بوده که هنر پیشگان به چهره می زدند . در نقد ادبی امروز صورتک به معنی راوی یا گوینده شعر است . بعضی صورتک را به معنی گوینده به کار می برند که هرچند خود شاعر نیست ، سخن گوی شاعر است  به این معنی که شاعر شخصیتی خیالی یا تاریخی یا اسطوره ای خلق یا انتخاب میکند و تجربه ها و دیدگاههای او را به شیوه ای ارائه می دهد که خواننده بین نگرش های آن شخصیت و شاعر همسانی حس می کند. شاعر با صورتک چیزهایی بیان می کند که به دلایل مختلف نمی تواند بیان کند.

------------------------**************---------------------------

بافت : عناصری که بعد از جدا ساختن فکر و موضوع شعر از آن باقی می ماند بافت آن را تشکیل می دهد. در نقد جدید از بافت به عنوان آن چه نشان دهنده خصوصیات ذاتی قافیه که در عین حال باعث تفاوت شعر از بیان نثری می شوند و هیچ کدام جزو ساختار منطقی شعر به حساب نمی آیند. بافت در مقابل ساختار منطقی شعر قرار می گیرد. عناصر صورتی کلمات بافت لفظی شعر را می سازند. (دانه های زرد تخم کتان/ زیر منقار قناری های عاشق من می شکنند.

------------------------**************---------------------------

زیبا گرایی : پیروان این گروه اعتقاد دارند که هنر به خودی خود برای لذت بخشیدن کافی است و نیاز به مقصودی جز خودش ندارد. شعار پیروان مکتب زیباگرایی هنر برای هنر بود از این دیدگاه هنر پدیده ای مستقل است و اثر هنری از جامعه و مردم جدا است. تنها معیار سنجش اثر هنری چگونگی آن است نه موضوع و محتوایی که به وسیله آن بیان می شود. مکتب زیبا گرایی دنباله مکتب رمانتیسم است و از فردگرایی آن مکتب صحبت می کند. هدف آنها از هنر برای هنر آن بود تا از آلودگی هنر جلوگیری کنند.

ساختار : چهار چوب طرحر ریزی شده اثر ادبی است وتعریف پیچیده تر آن این است که ساختار حاصل روابط کلیه عناصر تشکیل دهنده اثر با یکدیگر است. به قولی ساختار تشکیل و تنظیم ارتباطی است قوی و یک پارچه بین همه عناصر شعر که شاعر آن را با به کار بردن تدابیر فن شعر به وجود می آورد . به بیان صریح تر آن چه که به صورت  بیان نثری می توان از شعر بیرون کشید یا خلاصه و فشرده شعر به صورت نثر نیز تعریف کرده اند که آن را ساختار منطقی می گویند. با این تعریف ساختار در مقابل بافت قرار می گیرد. بعضی از منتقدان ساختار را به عنوان اصطلاحی معادل جایگزین شکل نیز به کار برده اند . اصطلاح ساختار در زبان شناسی ، کاربردی برابر با اصطلاح گرامر یا دستور زبان دارد.

------------------------**************---------------------------

امپرسیونیسم یا واقع گرایی : اصطلاحی است که از نقاشی وارد ادبیات شده است این مکتب در ادبیات روشی است که در آن نویسنده شخصیت ها و صحنه ها و حالت ها را آن گونه که در یک لحظه و در یک نقطه خاص درذهن او آشکار می شود نشان می دهد و به ترسیم واقعیت اصلی آن کاری ندارد. اصطلاح امپرسیونیسم برای توصیف اسلوب نویسندگانی به کار رفته است که بیشتر بر زندگی ذهنی شخصیت اصلی داستان تمرکز می یابند تا بر واقعیت اطراف او . امپرسیونیسم در شعر نیز راه یافته است و شاعران این مکتب با کلمات به نقاشی تصاویر پرداخته اند. شاعر این مکتب حساسیت خود را نسبت به تجربه نشان می دهند نه خود تجربه.

------------------------**************---------------------------

اکسپرسیونیسم یا تعبیر گرایی مکتبی در ادبیات ، نقاشی ، پیکر تراشی و سینما است. این مکتب شدیدا ضد واقع گرایی  و ضد ناتورالیسم می باشد این مکتب را نتیجه و دنباله امپرسیونیسم می دانند. با این تفاوت که این مکتب در کوشش هایش برای عینیت بخشیدن به تجربه درونی از امپرسیونیسم نیز پیشرفته تر است. هنرمند این مکتب به حد افراط ذهنی گرا است. نقاش این مکتب زندگی را به دید خود تعبیر کرده و به نمایش می گذارد. این مکتب را قیامی بر ضد واقع گرایی به شمار آورده اند.

------------------------**************---------------------------

الهام : در لغت بعنی در دل افکندن و در دل انداختن . محرکی است که شاعر را وادار  به خلق اثر هنری میکند. و موجب دل سپردگی او به کار می شود.

افلاطون : بعضی منبع الهام را خارج ز وجود هنرمند می دانند و منشأآن را ماوراء طبیعی می دانند.

اعراب شعر را نتیجه الهام خدایان نمی دانستند بلکه معتقد بودند که شعر حاصل تلقین شیطان به شاعر است. زیبایی هر شعر بستگی به قدرت شیطان دارد. و به شیطان تابعه می گفته اند.

نظریه جدیدتر الهام را نیروی می دانستند که از درون هنرمند سرچشمه می گیرد و نبوغ هنرمند است که منبع آفرینش هنری است. علم روانشناسی نیز الهام را سرچشمه گرفته از ضمیر ناخودآگاه انسان دانست. امروزه در حقیقت الهام را نتیجه فعالیت های خاص ذهن هنرمند می دانند.

------------------------**************---------------------------

محتوا  :  مفاد و مضمون یا مفهوم هر اثر هنری را محتوای آن می نامند . محتوا در مقابل فرم قرار می گیرد اگر شکل به منزله ظرف بگیریم محتوا مظروف است. بعضی محتوا و شکل را یکی و بعضی جدا می دانند ولی در حقیقت بعضی مواقع شکل از محتوا جا می ماند.

------------------------**************---------------------------

محور افقی خیال : اندیشه ی احساسی که شاعر دربیت ها یا بندهای شعر به کمک تصویر بیان می کند تا طرح کلی یا محور عمودی خیال اثر خود را شکل دهد. محور افقی خیال باید درعین ارتباط و هماهنگی با یکدیگر ، با فکر اصلی و طراح کلی اثر نیز مربوط و هماهنگ باشد. در شعر سنتی کمتر به این موضوع توجه می شود و هر بیت برای خود اندیشه و احساس کاملی دارد و با بیت های دیگر فرق دارد. در نقد شعر امروزی به محور افقی خیال طرح کلی اثر ( محور عموی خیال ) اهمیت بسیار می دهند. در شعرهای امروزی محور افقی خیال و محور عمودی خیال رعایت شده است.

محور عمودی خیال : طرحی که شاعر برای کل اثر خود در نظر می گیرد و ازطریق به هم پیوستن اجزای متناسب و مرتبط با یکدیگر آن را به وجود می آورد. محور عموی خیال نشان دهنده تجربه ذهنی یا عاطفی یگانه ای است که شاعر درک می کند و در سراسر شعر ارائه می دهد. در شعر سنتی محور عموی خیال ضعیف است . از یک پارچگی هم  چنین از تنوع کمتر بهره دارد. محور عمودی خیال در قصیده وغزل به علت استقلال بیت ها کمتر دیده می شود . این موضوع فقط در رباعی و قطعه و مثنوی های کوتاه رعایت شده است.

------------------------**************---------------------------

ایقاع : در لغت به معنی افکندن ، درانداختن و در موسیقی به معنی هماهنگ ساختن آوازها است. آن گونه که در بیشتر هنرها به خصوص رقص ، موسیقی ، شعر و نثر فنی وجود دارد عبارت است از توالی و تناوب منظم دو امر متقابل از قبیل حرکت و سکوت و صداو ... که در نتیجه آن نظمی در کل اثر هنری به وجود می آید که نشان دهنده ی ارتباط هریک از اجزاء آن با جزء دیگر و هم چنین ارتباط میان یک جزء از آن نسبت به کل اثر است. در شعر تقارن های صوتی با کلمات پر می شود که حاصل آن ایقاع شعری است.

------------------------**************---------------------------

انواع موسیقی :

الف : موسیقی بیرونی : این جلوه موسیقی شعر وزن است . این براساس روحیه و عاطفه ای که شاعر می خواهد بیان کند ممکن است شاد و پرتحرک یا آرام و ملایم یا سنگین و موقر باشد. موسیقی بیرونی در انواع مختلف وزن از جمله وزن جویباری ، وزن خیزابی ، وزن شفاف و وزن کدر شناخته می شود.

ب : موسیقی درونی : تناسبی است که بر اثر وحدت یا تشابه یا تضاد موجود در صداهای صامت ها و مصوت های کلمات شعر به وجود می آید یکی از راه های موسیقی درونی در شعر به کار بردن انواع جناس است.

ج : موسیقی کناری : عواملی از نظام موسیقایی شعر که در آخر مصراع یا بیت یا در بندهایی از شعر ظاهر می شود . مشخص ترین این عوامل قافیه ، ردیف و ترجیع بند است.

د : موسیقی معنوی : مجموعه ای از تضادهای معنوی و مفاهیم موجود در شعر است و کلیه تناسب ها و تقارن ها ، تضادها و تشابه ها را شامل می شود. پارادوکس و حس آمیزی و بسیاری از صناعات معنوی از قبیل مطابقه ، ایهام ، مراعات نظیر جلوه هایی از موسیقی معنوی را در شعر نشان می دهد.

------------------------**************---------------------------

انواع نقد :

الف : مفهوم نقد و نظریه انتقادی به صورتی کلی و فراگیر نقد می شود.

       ب : آثار منتقدان با بحث های انتقادی مشخص را به نقد می گذارند.

------------------------**************---------------------------

اثبات با نفی ، تخفیف : کوتاهی در بیان حقیقت و شکلی از دست کم گیری طنز آمیز است که در آن اندیشه ای با نفی متضاد آن بیان می شود. مانند دانشمندی که می گوید نمی دانم.

------------------------**************---------------------------

پیش درآمد : بخش آغاز یا اثر داستانی یا نمایشی است که چندین نقش رابر عهده دارد. پیش درآمدها در قالب تک گویی یا گفت و گو موضوع نمایش نامه را تصویر می کرد و حال و هوایی برای تداوم داستان به وجود می آورد.

------------------------**************---------------------------

بدوی گرایی : اعتقاد به برتری شیوه زندگی ساده در طبیعت نسبت به جامعه صنعتی امروز و علاقه به بازگشت به طبیعت و جلوه های اولیه هستی و دلبستگی به هنر ساده و پاک ابتدایی است . بدوی گرا فردی است که طبیعت را به جامعه مدرن امروز ترجیح می دهد.

بدوی گرایی در برابر کلاسیسیم ظهور کرد و به دو شاخه بدوگرایی فرهنگی و زمانی تقسیم می شود. بدوی گرایی فرهنگی اعتقاد به برتری طبیعت در همه ی زمینه های ارزش ها و فرهنگ های انسانی است.

------------------------**************---------------------------

روان نگاری : در ادبیات آمریکا شیوه ای در زندگی نامه نویسی است  که در آن روان نگار می کوشد تا ریزه کاری ها و لحظات را در زندگی یک شخصیت دریابد  و مجموع تأثیرات و تأثرات پیچیده و گسترده ای را که سازنده شخصیت او هستند تصویر کند.

------------------------**************---------------------------

رمان روان شناختی ، رمان روانی : رمانی است که بیشتر به تصویر زندگی ذهنی و عاطفی شخصیت ها می پردازد تا بیان رویدادهای خارجی پیرنگ رمان ؛ و بیشتر به انگیزه های درونی قهرمان رمان توجه دارد تا وصف رفتار و کردار ظاهری آنها.

------------------------**************---------------------------

 

ادبیات : به آثاری اعم از نظم یا نثر اطلاق می شود که از لحاظ شکل و بیان ممتاز باشد و اندیشه های ماندگار یا مورد توجه جهانیان را بیان کند.

ادبیات پوچی : به آن دسته از آثار نمایشی و داستانی منثور گفته می شود که در آن ها شرایط هستی و مفهوم پوچی زندگی انسان تصویر می شود.

 

ادبیات آرمان شهر :به آن دسته از آثار ادبی گفته می شود که به طرح جامعه آرمانی می پردازد در این اولین رمان در این زمینه رمان مجمع دیوانگان به قلم صنعتی زاده است.

ادبیات تبلیغی : شاخه ای از ادبیات تعلیمی است که هدف آن برانگیختن خواننده به موضع گیری یا اقدام خاصی است . درون مایه ادبیات تبلیغی مسائل اخلاقی و سیاسی است و قصد گوینده تعلیم و آموزش می باشد.

ادبیات تفکری : به آن دسته از آثار ادبی گفته می شود که پدی آورندگان آنها به طرح جنبه های اساسی در هستی انسان می پردازند. شیوه طرح این گونه مسائل می تواند به صورت طنز ، درون گرایانه ، برون گرایانه ، غم انگیز و شاد و... باشد. یکی ازویژگی های این نوع ادبیات ماندگاری آنهاست.

ادبیات تفننی : شامل آن دسته از آثاری می شود که جنبه سرگرمی دارد و هدف از این نوع ادبیات تحریک احساسات خواننده است این اثر نوعی تهییج به خواننده دست می دهد ولی باوری را کسب نمی کند.

ادبیات فرار : شامل آن دسته از آثار داستانی می شود که بر طرح چگونگی فرار از زندان می پردازد.

------------------------**************---------------------------

 

تک گویی نمایشی  : شیوه ای در روایت است که به موجب آن راوی بلند بلند با کس دیگری حرف می زندو دلیل خاصی برای گفتن موضوع خاصی به مخاطب خاصی دارد و تمام داستان بر اساس گفتار یک طرفه و پاسخ راوی استوار است . خواننده از صحبت های راوی داستان می تواند بفهمد که او در کجاست ؟ در چه زمانی زندگی می کند و چه کسی را مورد خطاب قرار داده است. شیوه تک گویی نمایشی مثل آن است که شخصی تلفنی با شخص دیگر در آن سوی خط صحبت می کند.

------------------------**************---------------------------

حادثه مستقل : رویدادی مستقل است که در متن روایت بلند جای دارد و گاه این حادثه مستقل به روند پیرنگ در داستان مربوط می شود و گاه ربطی به پیرنگ داستان ندارد و به این علت در متن داستان جای می گیرد که برای شخصیت واحدی رخ می دهد.

------------------------**************---------------------------

داستان : نقل واقعه ای است که به نحوی تابع توالی زمان باشد. داستان حداقل باید از س واقعه تشکیل شده باشد و زمان وقوع آن هم متفاوت باشد . رابطه واقعه های داستان با یکدیگر از کیفیت علی و معلوی برخوردار است.

ویژگی های داستان :

الف : ساختار داستان بر پیرنگ (رابطه علت و معلولی ) استوار است.

ب : در داستان به جای قهرمان سای ، شخصیت سازی می شود.

ج : آدم های داستان از بین آدم های عادی و واقعی انتخاب می شود.

د : زبان شخصیت های داستان با شخصیت و موقعیت فرهنگی و اجتماعی آنها ربط دارد

ه : زمان و مکان داستان معین است .

ویژگی متفاوت قصه و داستان :

الف : قصه اغلب بدون پیرنگ است یعنی رابطه علی و معلوی در میان حوادث آنها وجود ندارد.

ب : مبنای جهان بینی در قصه ها عموما بر مطلق گرایی استوار است.

ج : قهرمان های قصه آدم های عادی نیستند.

د : زمان و مکان قصه فرضی و تصوری است.

ه : اشخاص قصه همه به یک زبان صحبت می کنند چه شاه و چه مردم عادی

و : حوادث قصه رابطه علی و معلولی ندارد و از حوادث اعجاب انگیز پیروی می کند.

ز : محتوا و مضمون قصه ها معمولا مربوط به زمان های دور است.

داستان بلند : نوعی داستان است که از داستان کوتاه طولانی تر و از رمان ها کوتاه تر است . اغلب آن را با رمان کوتاه یکی دانسته اند. داستان بلند خصوصیات و کیفیات داستان کوتاه و رمان را با هم دارد.

داستان کوتاه : یکصد و پنجاه سال از عمر آن می گذرد . این قالب داستان از قابلیت نامحدودی برخودار است. در داستان کوتاه شخصیت آدم ها معمولا پیش از آغاز داستان تکوین یافته است. داستان های کوتاه از 1500 تا 15000 کلمه درست شده است.

تعریف آلن پو از داستان کوتاه : داستانی است که نویسنده در آن باید بکوشد خواننده را تحت تأثیر یگانه ای که تأثیرات دیگر را تحت الشعاع قرار می دهد نگه دارد و خواندن آن حداکثر دو ساعت زمان ببرد. این قالب داستان درایران با یکی بود یکی نبود جمال زاده شروع شد.

------------------------**************---------------------------

در خلوت ، زیر لب : نوعی حدیث نفس و مخصوص نمایشنامه است در این قرارداد نمایشی شخصیتی بر روی صحنه نمایش است اما فرض بر آن است که دیگر شخصیت های روی صحنه حرف های او را نمی شنوند.

------------------------**************---------------------------

درنگ : به انتقال اصوات مجاور در گفتار اطلاع می شود.

------------------------**************---------------------------

درون حسی : تجربه ای عاطفی است که به موجب آن انسان خود را با آنچه مشاهده می کند یکی می داند و گویی در حواس فیزیکی موضوع مورد مشاهده ، مخصوصا در حواس مربوط به حرکات و حالات آن مشارکت می یابد.

درون مایه و مضمون : فکر اصلی و مسلط در هر اثر است ؛ خط یا رشته ای که درخلال اثر کشیده می شود و موقعیت های داستان را به هم پیوند می دهد. درون مایه هر اثری ، جهت فکری و ادراکی نویسنده اش را نشان می دهد. درون مایه با موضوع فرق اساسی دارد.

------------------------**************---------------------------

دسیسه ، توطئه : در لغت یعنی مکر . در اصطلاح داستان و نمایش حیله ای است که شخص یا اشخاصی علیه شخص یا دسته ای دیگر طرح می کنند و توفیق آن در گرو نادانی و بی خبری شخصی است که هدف توطئه واقع شده است.

------------------------**************---------------------------

دلالت الزامی ، صنعت تبادر : عبارت است از راه بردن لفظ به مفاهیم ثانوی که در پس ظاهر الفاظ نهفته است . عبارت است از معانی ثانوی و عاطفی فراقاموسی الفاظ . دلالت الزامی چنانچه ناشی از استنباط اشخاص باشد دلالت شخصی می گویند.

------------------------**************---------------------------

راوی : در لغت به معنی روایت کننده . در ادب کسی و گاهی چیزی را گوینده که داستان را روایت می کند. راوی شخصی است که نویسنده حوادث داستان را از زبان او نقل می کند.

روای یا اول شخص است یا سوم شخص

در اول شخص داستان از زاویه دید شخصیت اصلی روایت می شود یا از زاویه دید شخصیتی فرعی .

در روایت به شیوه سوم شخص نیز داستان یا از زبان ودیدگاه دانای کل و یا از زاویه دید دانای کل محدود نقل می شود.

راوی اغفالگر : شخصیتی است که داستان را روایت می کند اما تعابیر و تفاسیر او از آنچه نقل می کند با عقاید و آراءضمنی و مورد تأیید نویسنده یکی نیست  و نویسنده نیز می خواهد که خواننده بر این گمان واهی باقی بماند.

راوی بیطرف : اشخاصی داستان را در جریان عمل داستانی و به کمک گفتار و کردارشان به فرادید خواننده می آورد و نسبت به آن ها یا وقایع داستان هیچ تفسیر و توضیحی از خود بیان نمی کند. به طور معمول وقتی راوی سوم شخص باشد رعایت بیطرفی امکان پذیر است.

راوی دخالتگر : راوی دخیل خود را مجاز می داند تا به هنگام روایت داستان آزادانه به اظهار نظر و ارزشیابی درباره اشخاص ، اعمال و انگیزه های آنان بپردازد و دیدگاه خود را نسبت به مسائل و حتی نسبت به زندگی ابراز دارد.

------------------------**************---------------------------

رمان  : از ناول به معنی کوچک و نو اقتباس شده است و در اروپا به جای ناول از واژه رمان استفاده کرده اند. رمان در اصطلاح روایتی نسبتا طولانی است که شخصیت ها و حضورشان را در سازمان بندی مرتبی از وقایع صحنه ها تصویر کند. تعداد کلمات رمان از سی الی چهل هزار کمتر نیست و حداکثری برای طول و اندازه واقعی آن وجود ندارد. هر رمان شرح ونقلی است از زندگی و در برگیرنده عواملی چون کشمکش شخصیت ، عمل داستانی صحنه ، پیرنگ و درونمایه می باشد.

در زبان فارسی نویسندگان ایرانی نخستین بار با ترجمه رمان های فرانسوی با رمان آشنا شدند. تشخیص رمان حادثه ای از رمان شخصیت چندان آسان نیست. اما می توان گفت که در رمان حادثه تمرکز داستان به طور عمده بر عملکرد شخصیت ها و سرانجام داستان متمرکز است حال آن که درمان شخصیت بر انگیزه اشخاص در ارتکاب اعمال و بر جریان تحول و دگرگونی فردی آنان تأکید می شود.

رمان احساسیگرانه : موضوع این رمان بر این نکته استوار است که پیروی از اخلاق نیکو و حفظ شرافت در نهایت پاداشی نیکو در پی دارد . آن چه که عدالت ادبی نامیده می شود در رمان احساسیگرانه نشان داده می شود.

رمان اعترافی : رمانی که ترجمه احوال و زندگی نامه شخصی باشد رمان اعترافی می گویند. رمان اعترافی به شیوه اول شخص می باشد.

رمان سیاه ، گوتیک : نویسندگان در سده های میانه زمینه داستان خویش را در قلعه های تاریک مملو از دخمه ها ، سیاه چال ها و سرداب های زیر زمینی قرار می دادند و از اشباح و دیگر وقاعی مافوق طبیعی بهره می بردند و هدف آن ها ایجاد رعب و وحشت از طریق به کارگیری خشونت بود. یکی از عوامل موثر در نوشتن رمان ها سیاه وجود کلیسا و مقوله تفتیش عقاید بود.

دو عنصر مهم در این داستان دخالت داشت : الف : تعلیق  ب ) وقایع مرموز

اما در عصر واقع گرایی تغییرات در این نوع از رمان ها به وجود آمد.

تعریفی دیگر از رمان سیاه : بیانگر داستان هایی است که از حوادث غیر عادی ، خشن و غیر منطقی را در فضای مرموز و ترسناک با آدم هایی نامتعادل روایت کند.

رمان برگشتی : شیوه عمل این رمان بر ثبت ادراکات حسّی راوی خود آگاه آن استوار است و مرکز آن باز یک راوی خود آگاه دیگر قرار دارد و به نوبه خود ادراکات حسی او را ثبت می کند و این زنجیره تا هرجا که نویسنده بخواهد ادامه می یابد.

رمان پست مدرن یا پسانوگرا : ویژگی این رمان وجود منطق معناباختگی ، عدم قطعیت در آثار به خصوص در پایان آن ها ، وجود راوی اول شخص که درگیر پیچیدگی های سرنوشت و معمولا فردی منزوی و غرق در شک و تردید است . پایانی مسخره آمیز دارد و نویسنده حضور پر رنگ در اثر دارد.

رمان تاریخی : رمانی است که نویسنده آن تاریخ و مواد تاریخی را دستمایه داستان خود قرار می دهد. اشخاص رمان تاریخی گاه حقیقی و گاه خیالی هستند و صحنه های آن واقعی است . در این رمان دو عامل فرهنگی با هم در ستیزند یکی فرهنگی که در حال مردن است و دیگری فرهنگی که در حال زاده شدن است.

رمان تبلیغی : رمانی است که نویسنده به طرح مشکلی اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی می پردازد و این رمان ، رمان جامعه شناختی و رمان پرولتاریا نیز شامل می شود.

رمانتیسم ، نهضت : این کلمه در مورد تعبیرات شاعرانه به کار می رفت و به معنی خیال انگیز نیز به کار رفته است. 11000 تعریف از این اصطلاح شده است. این نهضت با دوره پیش رمانتیک یا عصر احساسیگری آغاز شد. ویژگی این سبک وارد شدن عواطف  و احساسات فردی در شعر و ادبیات است. اما شاعران این دوره به قالب های گذشته پای بند بودند. این مکتب از عوامل اجتماعی متعددی به وجود آمد از آن جمله انقلاب کبیر فرانسه . موضوع اشعار رمانتیک عموما طبیعت بیرون بوده است. اما در این اشعار طبیعت هدف نیست بلکه انگیزه ای است که شاعر را به تفکر و اندیشه وا می دارد. اشعار رمانتیک مستقیم یاغیر مستقیم غالبا راجع به جریان های روحی است . درهر صورت شخصی که موضوع شعر است انسانی بریده از اجتماع می باشد . شخصیت اصلی عصیانگر است که به ضد شرایط حاکم عصیان می کند.

رمانتیسم سه گرایش متفاوت را تجربه می کند :

الف : رمانتیک اجتماعی : دیدگاه آنان نسبت به خوبی فطری بشر و نقش مخرب شرایط ناعادلانه اجتماع است.

ب : رمانتیک تخیلی : تمایل به سفر حقیقی یا تخیّلی به سرزمین های دور دست است.

ج : رمانتیک عرفانی : اعتقاد به وجود جانِ جهان و منشاء ربوبی روح بشر است.

ویژگی رمانتیسم :

الف : دیدگاه رمانتیک ها دیدگاهی شخصی و درونگرایانه است.

ب : از دیدگاه رمانتیک سرشت انسان خوب است

ج : رمانتیک ها جهان را کلّیّتی واحد می دانند.

د : رمانتیک ها در آثار خود به انسان عادی و کودک روی آوردند.

رمان جریان سیال ذهن : موضوع کار این رمان سیر بی وقفه و بی پایان جریان سیال ذهن  یک تن یا چند تن از شخصیت های داستان است. در این رمان نویسنده افکار شخصیت های داستان خود را هم چون روی دادی معمولی و بدون هیچ غرضی و هدف خاصی با بی نظمی در کنار هم قرار می دهد. در این رمان اختلاف میان خواب و بیداری از میان می رود  و قواعد دستوری در هم می ریزد.

رمان فامیلی : در رمان نویسی معاصر این رمان موضوع آن بر محور زندگی فامیلی بزرگ دور می زند.

رمانس ، منظومه رزمی ، عشقنامه : قصه خیالی یا  منثوری است که به وقایع عادی یا شگفت انگیز توجه کند و ماجراهای عجیب و شگفت انگیز عاشقانه و سلحشورانه را بیان کند.

رمان کمال : رمانی است که بر محور رشد و کمال شخصیت اصلی داستان دور می زند.

رمان کوتاه : نوعی داستان است که از داستان کوتاه طولانی تر اما به اندازه رمان نیست.

رمان ناحیه ای : رمانی است که نویسنده در آن برگفتار و آداب ناحیه ی جغرافیایی خاصی تأکید دارد مانند رمان کلیدر

رمان نو : در رمان نو نویسنده تمام عناصر پذیرفته شده رمان را زیر پا می گذارد.

رندانه گویی : نوعی مجاز و عکس اغراق است . آن است که معانی بزرگ را خرد جلوه دهند. شکل خاصی از رندانه گویی تخفیف یا اثبات با نفی است.

------------------------**************---------------------------

روایت : اصطلاح عامی است که برای هر آنچه قصه ، داستان یا حکایتی رانقل می کند به کار می رود .

سیروس شمیسا : نقالی و داستان گویی درایران همان نقش ادب نمایشی را در یونان باستان واروپا داشته است.

روایت پیکارسک : پیکارون به معنی آدم دغل و نانجیب است . شخصیت آن شخص معمولا بی هویت ، آواره ، باهوش و در عین حال زیرک است که شخصیتش به ندرت دچار تغییر می شود. موضوع پیکارسک بر محور گریزها و ماجراهای زندگی چنین شخصیتی دور می زند. این قالب شیوه رئالیستی را دنبال می کند و ساختمان آن از حوادث مستقل ترکیب شده است. این موضوع با داستان سمک عیار در ایران تا حدودی رابطه دارد.

روایت شناسی : دغدغه اصلی این موضوع شناسایی عناصر ساختاری و حالت های مختلف ترکیب این عناصر در روایت شگردهای متکررروایت و تحلیل انواع گفتمان در روایت می باشد.

ارسطو به دو شیوه روایت معتقد بودند : الف : روایت توسط راوی       ب) روایت توسط شخصیت داستان .

روایت مراسله ای یا نامه ای : شیوه ای در روایت است که بر اساس داستان در قالب مجموعه  نامه هایی تدوین و شکل گرفته است . نامه هایی که در این نوع روایت رد و بدل می شود ممکن است یک طرفه یا دو طرفه باشد.

روایت یاداشت گونه : شیوه ای است که به موجب آن داستان بر اساس یادداشت های روزانه یا هفتگی یا به ترتیبی دیگر تدوین می شود. این یادداشت ها ممکن است با تاریخ یا بدون تاریخ باشد. در این شیوه مخاطب خواننده است و از زاویه دید اول شخص روایت می شود.

------------------------**************---------------------------

روشنگری : از حیث ادبی نویسندگان این دوره معیارهای تازه چون نبوغ ، زیبایی  و قدرت تخییل را به معیار مورد قبول کلاسیک یعنی عقل سلیم افزودند. روشنگران به خدای  بدون اعتقاد به پیامبران و قدسین معتقد بودند.

 

------------------------**************------------------

شعار : جمله یا عبارتی است که خواست یا آرمان های گروهی از مردم یا نهادهای اجتماعی را به شکلی فشرده و کوتاه بیان می کند. شعار در فعالیت های سیاسی و اجتماعی کاربرد دارد. در ادبیات وقتی اثری را شعار می نامند جنبه تحقیر آمیز دارد یعنی آن اثر جنبه آرمان گرا است و قابل اجرا و عملی نیست. اگر ارائه ارمان های سیاسی یا اجتماعی در شعر یا هر اثر ادبی دیگر به گونه ای باشد که جنبه هنری آن را تحت الشعاع قرار دهد آن اثر نیز شعار نامیده می شود.

------------------------**************---------------------------

زبان تصویری : در این قسم کاربران زبان به شیوه های گوناگون چون مجاز ، کنایه ، آرایه بلاغی و بدیعی زبان را غیر از محدوده پذیرفته شده آن به کار می گیرند تا با انتقال زنده و بی واسطه حس خود از تجربه خاصی توفیق یابند. زبان تصویری همسنگ پیامی که انتقال می دهد هدف سخنور را نیز انتقال می دهد.

------------------------**************------------------

صبغه محلی و بومی : صبغه یعنی رنگ و صبغه محلی یعنی رنگ و حال و هوای بومی . در ادبیات یعنی گنجاندن خصوصیات ناحیه ای خاص در روایت است که با غرابت و ویژگی خود سبب جالب تر شدن آن می شود.

صبغه محلی تأثیری بر درک انگیزه ندارد. بلکه صرفا توصیف خصوصیات بومی است . صبغه محلی در این حد جنبه تزئینی دارد.

------------------------**************---------------------------

صفحه : در اصطلاح داستان نویسی عبارت است از موقعیت مکانی و زمانی که عمل داستان در آن تحقق می یابد.

------------------------**************---------------------------

 

سئوالات ترم قبل :

وزن و قافیه و تخییل در شعر نو و کهنه

پلوت داستان یعنی چه ؟

ویژگی های سیال ذهن ؟

داستان سه قطره خون را با گربه سیاه آلن پو مقایسه کنید؟

داستان قفس از نظر سیاسی و فلسفی نقد کنید؟

بیماری قرن چیست ؟

کسی که می آید از نظر فروغ آن کس کیست؟

هنجار گریزی  و آشنا زدایی

کتیبه اخوان

تخییل چیست ؟

شطرنج هنجار گریزی

هنجار گریزی

متن داستان گیله مرد و سگ ولگرد و بزرگ علوی

ساختمان ماشین ها از نظر نوع ظاهری

 

|+| نوشته شده توسط پیکر در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389  |
 
 
بالا