خلاصه ی یادنامه بیهقی :
با سلام . خلاصه یادنامه ی بیهقی جهت استفاده دوستان و همکلاسی های محترم در وبلاگ قرار داده شده است اگر نکاتی از قلم افتاده و یا متن دچار نقص می باشد خواهشمند است در قسمت نظرات راهنمایی کنید تا در روزهای آینده اصلاح گردد. موفق باشید. . پیکر
جهان بینی بیهقی : دکتر محمد علی اسلامی ندوشن
دوره حکومت مسعود آمیخته ای از حکومت ترک و عربی و ایرانی است. محتشم ترین و فرزانه ترین مرد دستگاه مسعود احمد حسن میمندی است .
عوامل موثر بر جهان بینی بیهقی
1. دوران ( محیط/ دستگاه و حکومت ) 2. اندیشه شاه نامه وار 3. معتقدات و خصوصیات اخلاقی او
شباهت های فکری بین بیهقی و فردوسی : 1. آرزوی تمام کردن کتاب . 2. توجه به عبرت انگیز بودن داستان ها 3. اعتقاد به خرد . 4. بی اعتباری جهان .5. حکم تقدیر . 6. مکافات عمل
برجسته ترین خصوصات جهان بینی بیهقی : بی اعتباری جهان است
عواملی که باعث شده بین اندیشه بیهقی و فرودسی شباهت هایی پیدا شود: تاثیر خدای نامه و شیوه ی تفکر زمان
تفاوت های فکری بین بیهقی و فردوسی :
- بیهقی در دین متعصب تر است
- بیهقی به اسلام گرایش دارد ولی فردوسی به ایران باستان
- بیهقی همه چیز را از نظر دین می بیند ولی دید فردوسی گسترده تر و حکیمانه تر است
- بیهقی روح خیامی ندارد و اغتنام وقت را در عیش و نوش کردن نمی داند در حالی که فردوسی کمتر از بیهقی در اندیشه ی جهان دیگر است .
معتقدات بیهقی :
دین ، خاندان غزنونی ، اخلاق و آیین های موجود ، روشن بینی و خرد . بیهقی پادشاهان را یک درجه پایین تر از پیامبران می نهد و هر دو را برگزیده ایزد می داند.
بیهقی از مسعود غزنوی با خوش بینی و اعتقاد تمام یاد می کند او را در همه هنرها و خوبی ها سرآمد دیگران می داند او را دارای بیانی خوش ، انشایی نیکو ، خلقی پسندیده و در معماری چیره دست می داند. بیهقی بعد از سلطان مسعود احترامش متوجه بونصر مشکان است .
بیهقی از نظر خصوصیات اخلاقی :
مردی است معتدل و محتاط که با تربیت دیوانی همراه است . در کتاب تاریخ بیهقی شوخی و طنز دیده نمی شود. رعایت امانت در بیهقی به حد وسواس می رسد. وی مراقب است که گزافه گویی نکند و از خود ستایش نکند. کاردانی و وظیفه شناس بودن بیهقی موجب شده است که مورد توجه و وثوق باشد. راز زنده و دلنشین بودن کتاب بیهقی در صفای نیت و لطف اندیشه و نفس شاعرانه ی اوست .
-------------------------------------------------------------
تاریخ بیهقی آیینه ی عبرت : حسین بحر العلومی
عبرت گرفتن از حواده از راه های آیات کریمه ی قرآنی و احادیث نبوی و ذکر داستان ها و امتثال به شعر فارسی و عربی .
داستان حسنک از آغاز تا انجام همه پند وعبرت است بعد از این داستان داستان عبدالله بن زبیر و اشاره به داستان جعفر برمکی و هارون الرشید برای تنبیه و پند گرفتن خواننده است .
بیهقی دو فصل جداگانه برای درگذشت دو بزرگ فراهم نموده : الف : سلطان وقت فرخ زاد . ب : استادش بونصر مشکان .
-------------------------------------------------------------
زن در تاریخ بیهقی : شیرین بیانی
دوره غزنوی دوره زن نبوده است . در تاریخ بیهقی می بینیم که در برخی موارد زن سبب استحکام بخشیدن به مودت ها بین دو حکومت قرار گرفته اند ولی نقش زنده و موثری برعهده نداشته اند. بیهقی تحت تاثیر معتقدات زمان به تفاوت بین زن و مرد و پایین تر بودن زنان از مردان اشاره می کند. در بیهقی به دلیل پوشیده بودن و در حرم جای داشتن زنان هیچ گاه از ظاهر و صفات آنان سخن به میان نیامده است . نسب و مقام مادر نیز در عقد و عروسی ها اهمیت فوق العاده داشته است و همچنین مساله کابین نیز اهمیتی ویژه داشته . دربیهقی آمده است که یکی از انواع وصلت ها به سبب مقاصد سیاسی بوده است ، خواستگاری مسعود از دختر باکالیجار و دیگر عروسی دختر سلطان مسعود به نام گوهر با احمد پسر سلطان محمد / از دیگر ازدواجهای اینچنینی : حره کالجی دختر سبکتگین با امیر ابوالعباس خوارزمشاه . تنها زنی که در تاریخ بیهقی به طور مستقیم جنبه سیاسی داشته یکی از عمه های سلطان مسعود است به نام حره ختلی . این زن بسیار کاردان ، با شخصیت و وارد در مسائل روز بوده است و از مادر مسعود هم قدرت بیشتری داشته است. در تاریخ بیهقی از مادر مسعود دو مورد نامی می برد : الف : هنگام فوت سلطان محمود که محمد به تخت نشسته وی نامه ای به مسعود می نویسد و خبر فوت شوهرش را می دهد و از او برای جانشینی محمود دعوت می کند . ب ) زمانی که مسعود از عزنین به بلخ می رود تا احوال ترکستان را از نزدیک مطالعه کند . بیهقی ذکر می کند که مادر سلطان نیز به همراه دیگر زنان بوده است . حره ختلی در همان نامه ای که به مسعود می نویسد و او را به سلطنت دعوت می کند از همان زمان در سیاست مداخله میکند. وی در به سلطنت رسیدن مسعود نقش مهمی داشته است .
سئوال : چرا حره ختلی علاقه مند به برکناری محمد و روی کار آمدن مسعود بوده است : الف ) چون وی زنی دور اندیش بوده و می دانسته که محمد نمی تواند از عهده ی کار مملکت داری برآید . ب) عاشقانه مسعود را دوست می داشت . نکته ی مهم اصولا زنانی که در تاریخ بیهقی نام برده شده اند به جز خواتین همگی با سواد بوده اند.
بیهقی در دو مورد خویشتن داری زن را ستوده است :
الف : زمانی که خبر مرگ حسنک به مادرش می دهند
ب : زمانی که خبر مرگ عبدالله بن زبیر را به مادرش می دهند.
-------------------------------------------------------------
روش های علمی در کتاب تاریخ بیهقی :
بیهقی در کتاب خود می نویسد : تاریخ نگاری با قصه پردازی و نقالی تفاوت دارد . مهم ترین نکته در نوشتن تاریخ ، نداشتن تعصب و غرض شخصی است . بنیان کار بیهقی بر روش علمی است یعنی شهادت و گواهی کسانی که ناظر و شاهد بود یا اسناد و مدارک آن زمانه .
یکی از اسرار کار بیهقی این است که : با حوصله و هنرمندی بسیار جزئیات حادثه را نقاشی کرده است. در روش علمی تاریخ به اصل علیت خیلی اهمیت داده می شود . بیهقی بر اساس همین اصل علیت حوادث را تجزیه و تحلیل کرده است . به قول رشید یاسمی تاریخ نویسی هنر است که بیهقی از این موهبت برخوردار است و هنر تاریخ نویسی را به اوج رسانیده است.
-------------------------------------------------------------
نکاتی راجع به تاریخ بیهقی :
تکرار کردن یک جمله یا وابسته های فعل برای تاکیدمعنی کلمه یا جمله ، جلب توجه شنونده در افسانه ها و داستان ها و همچنین برای جلوگیری از یاد بردن فاعل یا متمم جمله یا اینکه با جزء دیگر جمله اشتباه نشود.
در بیهقی به جای علامت تنوین دار عربی ، قید هایی مرکب از یک حرف اضافه ی فارسی و یک کلمه ی تازی یا فارسی می سازد مانند :
به تعجیل ببردند : به حقیقت .... /
از دیگر ویژگی های نثر بیهقی ، استفاده از فعل های پیشوندی همچون : فراستدن ، فرا کردن ، فرا افکندن
-------------------------------------------------------------
طرح و توضیح چند مشکل از تاریخ بیهقی : دکتر خطیب رهبر
مشکلات : الف : مربوط به رسم الخط است ب ) مربوط به فهم معنی بعضی واژه ها
نگارنده این مقاله معتقد است که باکالیجار مصحف کلمه ی بکلارزار مانند بلهوس که جزءاول به معنای بسیار است . یک سواره : سواره ساده ای که تجمل و غایشه کشی ندارد . رخش برگذاردند: اسبان تیز تک را تاختند . راه سر کردند : راه باز کردند . خیر خیر ها : کارهای بیهوده و باطل . گشادنامه : فرمان اختیارات تام .
میل : الف : واحد مسافت . ب : نشانه ای در میدان چوگان . ج : مناره برای راهنمایی مسافران
مذکور : معروف و در خور ذکر
مقدم گونه : سرکرده مانند.
یک لخت : یک روی و یک زبان
-------------------------------------------------------------
بیهقی فیلسوف : محمد تقی دانش پژوه
بیهقی با توجه به سه دلیل از علوم عصر به ویژه فلسفه بهره مند بوده است :
الف : بیهقی چون مورخ است در فلسفه و تاریخ عقل را کنار گذارده است
ب : درک سرگذشت فرمانروایان و دولت های گذشته به اصول فن و سیاست نیاز است .
ج : گفتگو از اندیشه و کردار انسان در تاریخ ، نیاز به آشنایی با روان شناسی اجتماعی دارد.
-------------------------------------------------------------
لغات ترکی و مغولی و چینی در تاریخ بیهقی :
طمغا : مهد سلطنتی شاهان مغول
خاتون : زن ، خانم
ایل : خیل ، قبیله
ایل ارسلان : شیر قبیله
خیلتاش : هم قبیله
خیلتاش و ایل ارسلان ترکیبی هستند از لغات ترکی و مغولی
اروس : روس ها
پیروز نخجیر : نام یک روستایی در افغانستان است و نام دو محل نیست.
کیش : نوعی لباس
تاسیدن : اندوه و ملال . ولی در شمال افغانستان به معنای خراب شدن است.
-------------------------------------------------------------
چند لفظ مروج پشتو در تاریخ بیهقی : عبدالشکور رشاد
شل : نیزه کوچک / کرباس : رختی است که از پنبه بافند و اندکی خشن و کم بها باشد ./ لت : گرز و چماق / لت خوردن : چماق خوردن
-------------------------------------------------------------
رسیدیم به اصل کتاب :
بوسهل زوزنی در تاریخ بیهقی : جمال رضایی
بوسهل زوزنی از سیاست گذاران روزگار غزنوی عهد سلطان مسعود است و گاهی لقب خواجه و گاهی ( شاید در اواخر عمر ) لقب شیخ به او می داده اند. صفت امام زاده برای او نشان می دهد وی مردی نژاده بوده و پدرش دانشمند بوده است .
بوسهل زبان عربی را خوب می دانست و گاهی با آن زبان شعر می سرود. بوسهل مردی خوش گذران و شراب خور نیز بوده است . وی خشم گین ، دشنام گوی و مردم آزار و نامهربان است . ناتوان گیری است افتاده کش . بوسهل در رجب سال 421 با اندک مایه تجمل در دامغان به خدمت امیر مسعود می رسد مسعود او را مورد توجه قرار می دهد و می نوازد تا اینکه سخت به نوا می شود. زمانی که احمد حسن به وزارت می نشیند بوسهل در شمار ندیمان در می آید و قدرتش کاهش می یابد . از کارهای ناپسند بوسهل که زشت نامی از آن تولد می کند : بردار کردن حسنک است . از دیگر کارهای نا پسند ش وادار کردن مسعود به اینکه اموال و صله های زمان سلطان محمد را با عنف و تشدید زیاد می ستاند و اجرای این فرمان را داوطلبانه برعهده می گیرد. سومین کار ناپسند این جناب در مورد آلتونتاش خوارزمشاه است که سلطان را تحریک می کند تا او را فرو گیرد و براندازد و به دنبال همین کار بوسهل دچار سختی زیادی می شود.
بوسهل دوباره به دربار می آید و در آغاز شغل ندیمی دارد پس از مرگ بونصر مشکان شغل دیوان رسالت را بدو می سپارند و بیهقی را به خاطر اینکه بوسهل در حوزه دبیری و عمل دیوان رسالت تسلط نداشته است به عنوان نایب او انتخاب می کنند. بیهقی تمام تلاش را می کند تا کار دیوان رسالت به دلیل بیگانه بودن بوسهل از سامان نیفتد. و در پایان به دلیل ضعف و نقص بوسهل شغل دیوان رسالت به بیهقی می سپارند.
-------------------------------------------------------------
دیوان رسالت و آیین دبیری از خلال تاریخ بیهقی : محمد مهدی رکنی یزدی
دیوان رسالت در تشکیلات حکومت های اسلامی دارای اهمیت بوده است و وظیفه اش نوشتن منشور و احکام سلطانی و جواب نامه های رسیده و به عرض رساندن اخبار واصله و نگارش نامه های محرمانه و طرف مشورت سلطان قرار گرفتن
محل تشکیل این دیوان در عهد سلطان مسعود ، طارمی بوده واقع در سرای بیرونی یا باغ . در این دیوان دبیران تازه کار اجازه ی نشستن نداشته اند . اعضای دیوان رسالت متشکل بوده است از : یک رئیس که به صاحب دیوان رسالت معروف بوده است و چند کارمند به نام دبیر ( منشی ) پس از انتخاب صاحب دیوان رسالت به وسیله ی سلطان تشریفات (( خلعت پوشیدن )) انجام می گرفت . در انتخاب دبیران ، رئیس دیوان افراد مورد نظر را پیشنهاد می داد و انتخاب می شدند.
عناوین دیوان رسالت :
- دبیران نوبتی : آنکه ملازمت رکاب یا حضور شاه نوبت او بود
- دبیر خزانه : وظیفه تنظیم اموال خزانه و آنچه وصول شده و یا عطا شده بوده است .
- دبیران دیگر : به شغل نویسندگی مشغول بوده اند جز دبیران سلطان که به نوشتن نامه ها می پرداختند.
- دوات دار : از خدمتگزاران دربار است که مامور دادن و گرفتن نامه ها و دوات مخصوص به حضور سلطان بوده است .
شرایط دبیر :
- داشتن ادب نفس
- ادب درس
- اطلاع کلی از علوم دیگر
- عربی دانی و خطی نیکو داشتن
ویژگی ها و شرایط ادب نفس :
- امین
- راز پوش
- خویشتن دار
مهمترین وظیفه و شغل اصلی صاحب دیوان رسالت و دیگر دبیران :
- تنظیم و تحریر مکاتیب و مراسلاتی بوده که از طرف سلطان صادر می شده است .
شیوه ی نوشتن نامه های رسمی :
- ابتدا صاحب دیوان پیش نویس تهیه می کرده و سپس به خطی نیکو بیاض می شده و در حضور سلطان قرائت می شده چون پسند سلطان قرار می گرفت توقیع و تکثیر می گشت.
القاب و عناوین در مکاتبات و مخاطبات اهمیت بالایی داشته است. به عرض رساندن نامه ها و اخبار و ترجمه و روشن کردن معماها ( نامه های رمزی ) نیز به دست بیران ورزیده انجام می گرفت.
اندرز گویی و طرف مشورت قرار گرفتن صاحب دیوان برای حاکم ایجاب می کرده است . صاحب دیوان رسالت در میان رجال صراحت و حقیقت گویی خاصی داشته است . صاحب دیوان رسالت به دلیل پیغام رسانی واسطه ی بین رجال دربار و سلطان بوده است .
مشاهره دبیران :
دبیران وضع مالی و درآمد خوبی داشته اند گاهی نیز انعام و صله دریافت می کرده اند.
انواع نامه :
- منشور
- ملطفه
- معما
- منشور : حکم انتصاب به شغل یا مقام و یا ماموریت بوده است
- ملطفه : نامه ی کوچک که مطالب محرمانه و فوری و مختصر نوشته می شده است تا ارسال آن ها آسان باشد و به وسیله ی افرادی که مورد سوء ظن نبودند از جمله سیاح ، کفشگر فرستاده می شد.
- معما : نامه ی محرمانه که در آن مطالب به صورت رمز نوشته شده است . فرق معما با ملطفه در همین رمزی بودن مندرجات آن است . بیهقی نامه های محرمانه را ملطفه ی معما نامیده است.
- مواضعه : قرار دادی است به صورت مکتوب بین سلطان و یکی از رجال دربار یا بین دو تن از رجال در امور دیوانی ، مالی یا شغلی
- پیمان نامه : مشتمل بر عهد و پیمان پادشاهی با پادشاه دیگر یا خلیفه که سوگند شرعی هم در آن ذکر می شده است.
- سوگند نامه : نامه ای مشتمل بر قسم شرعی ، سپس سوگند خورنده با خط خویش امضا می کند و دیگری را بر آن گواه می گیرد.
- فتح نامه : نامه ی فتح مکتوبی است متضمن خبر پیروزی لشکر در نبرد که از طرف سلطان به دست مبشران به دیگر شهرها فرستاده می شد تا موجبات عظمت و قدرت حکومت بیشتر آشکار شود.
- مشافهه : پیامی است که رسول سلطان از طرف وی به سلطان دیگر به طور شفاهی بایست برساند
- رقعه ( رقعت ): نامه ای بوده یادداشت گونه که بر قطعه ای کاغذ می نوشتند و تقدیم سلطان می کردند.
- گشاد نامه : نامه ی سرگشاده که در اجرای کارهای مهم به دست قاصد می دادند و اعتبار نامه اش به حساب می آمد و ماموریت و فرمانی که باید اجرا شود نوشته می شده
- نامه توقیعی : نشان کردن برنامه که سلطان با امضای خود بر نامه های رسمی می نوشته
- تذکره : نامه ای که برای یادآوری می نوشتند.
- قصه : (مهم است ) نامه ای متضمن داد خواهی و شکایت
- نامه های خصوصی : نامه ای که سلطان و مردان یا بانوان درباری به یکدیگر می نوشتند و مضمون آن ها همه خصوصی و محرمانه است . و غالبا به دست و خط خود فرستنده است نه دبیر تا مندرجاتش بر وی آشکار نگردد.
----------------------------------------------------------------
تحقیق در اشعار و امثال فارسی تاریخ بیهقی : ضیاء الدین سجادی
در تاریخ بیهقی 321 بیت شعر آمده است که از شاعرانی چون رودکی ، لیبی ، دقیقی ، مصعبی ، مسعود رازی ، عنصری و... است جامع ترین و با ارزش ترین اشعار فارسی تاریخ بیهقی 4 قصیده از ابوحنیفه اسکافی نقل شده است.
امثال تاریخ بیهقی یا از مثل های سایر است یا مثلی است که بیهقی به مناسب زمان و مکان نقل کرده
آبی بر آتش آمد : فتنه نشانده شد .
آفتاب تا سایه نگذاشتن : مهلت ندادن
از بن دندان سر به زیر می دارد : از صمیم قلب اطاعت می کند.
از دیده و دندان بباید داد : به قهر و عنف باید داد
افروشه نان : کنایه از چیز دروغ
----------------------------------------------------------------
توجیه تمثیل های تاریخ بیهقی : غلامرضا سکیم
یکی از مهارت هایی که از تاریخ بیهقی مستفاد می شود تمثیل های مشهور تاریخی وی است . اولین تمثیل درباره ی نامه هایی است که سلطان محمود به سرداران و امرای لشکر در آخرین روزهای زندگانی خود در باب مسعود نوشته است . دومین تمثیل بیهقی مربوط به سپهسالاری غازی است که نخستین بار مسعود او را برکشیده و مقام ارسلان جاذب را به وی داده است . یکی از تمثیل ها نیز در باب قصه بردار کردن حسنک است .
----------------------------------------------------------------
کوشانیان در تاریخ بیهقی : ناصرالدین شاه حسینی
تگین : در تاریخ بیهقی نام محلی است در کوهساران شمال شرقی قندهار
یبغو : عنوان شاهزادگان کوشانوهپتالی است
قلعه ی نفر : قلعه ی مشهور و مستحکمی بوده است از آثار کوشانیان که نام دیگرش نغزکوث خواهنده می شود و بعدا توسط مسلمانان فتح شد .
در میش بت : یکی از القاب شاهزادگان کوشانی است و به معنی دوست دارنده بت و پرستنده ی آن است .
رتبیل : یکی از خاندان دودمان کوشانی است زیرا مورخان کوشانی را به سه دسته تقسیم کرده اند :
- کوشانی بزرگ
- کوشانیان خرد
- باز ماندگان کوشانیان خرد ( رتبیل )
----------------------------------------------------------------
ارزش اخلاقی تاریخ بیهقی : حمید فرزام
استاد بهمنیار سه شرط مهم برای نویسندگان قرن 7-4 ذکر کرده اند که بدین شرح است :
- انتخاب کلمات فارسی یا عربی و جمله بندی شرط فصاحت را نگه داشته اند.
- در فصاحت و جمله بندی ، اسلوب مخصوص به فارسی را از دست نداده اند
- در ادای معانی شرط راستی و درستی را منظور داشته اند و تخلف از حق و صواب را جایز نشمرده
نکته جالب توجه این که تاریخ بیهقی فضایل ، صفات و مکارم اخلاق انسانی را به حدی موضوع اصلی کتاب را تحت شعاع قرار داده که خواننده گاهی تردید پیدا می کند که منظور مولف بیان موازین و مبانی اخلاقی است یا ذکر حوادث تاریخی .
بیهقی به اندک مناسبتی در ضمن وقایع تاریخی بنا به خصوصیات فطری و دینی ، متوجه مسائل اخلاقی می شود و به پند و موعظت می پردازد . نکته بسیار جالب این است که بیهقی با همه ی اندوهی که دارد هنگام نگرش داستان حسنک وزیر تحت تاثیر عواطف قرار نمی گیرد.
----------------------------------------------------------------
آداب و رسوم تشریفات دربار غزنه از خلال تاریخ بیهقی : گیتی فلاح رستگار
این تشریفات از آن جمله اند : برتخت نشستن امیر / خلعت بخشیدن و خلعت پوشیدن / رسم استقبال / مراسم خطبه / باردادن و ... .
در تاریخ بیهقی از بر تخت نشستن دو امیر و پادشاه سخنه رفته ، یکی امیر محمد و دیگری امیر مسعود .
یکی از تشریفات جالب خلعت پوشیدن و خلعت بخشیدن است در مواردی که یکی از بزرگان به شغلی می رسید از جانب امیر به خلعت می دادند و وی به نام شغل مزبور خلعت می پوشید.
خلعت عبارت بود از جامه و لباسی همراه با طوق و شمشیر و از این قبیل چیزها و فراخور حال و مقام اشخاص مختلف .
خلعت امیر عبارت از جامه های بریده و نابریده و اسب های زینتی و مقداری درم
خلعت حاجب بزرگ کوس و علامت و منجوق وغلامان و بدره های روم و جامه های نابریده و قبای سیاه و کلاه دو شاخ و کمر زر بوده است .
خلعت عارض عبارت بود از کمر هفتصد گانی
اسب خواستن امیران و سپهسالاران نشانه ی به شغل و مقام رسیدن بوده است .
خطبه خواندن : هنگامی که پادشاه به ارث یا به زور یا به رضا به سلطنت می رسید برای اینکه مردم از پادشاهی او اطلاع حاصل کنند به نام او خطبه می خواندند و بر منابر و در مساجد نام او را به هنگام خطبه ذکر می کردند . خطبه در مسجد آدینه در روز جمعه یا پس از نماز جماعت که عامه مردم حضور داشتند خوانده می شد.
جشن مهرگان : از همه ی جشن ها باشکوه تر و مجلل تر بوده است
جشن سده : در شب برگزار می شد چند روز پس از فرا رسیدن سده اشتران سلطان و لشکر برای آوردن هیزم به صحرا می رفتند و چوب گز جمع می کردند و در صحرایی وسیع روی هم می انباشتند و کبوتران نفت اندود آماده می کردند و شب موعود آتش می افروختند و شادی می کردند.
رمضان و عید فطر : پیش از فرا رسیدن مراسم کلوخ انداختن بر پا می شد و امیر روزها پیش از این ماه را به شکرانه فرصتی که برای شراب خواری و نشاط باقی بود به شادمانی و باده خواری سپری می کرد و در پایان ماه عید فطر نیز همین کارها را می کرد
عید اضحی : در این عید نماز و قربانی به جا می آوردند و همه ی درباریان به خدمت می رفتند و شاعران شعر می خواندند و صله دریافت می کردند.
بار دادن : به معنای اجازه وارد شدن به مجلسی و محفلی را دادن ، مرسوم بود که سلطان همه روزه برای رسیدگی به کارهای کلی مملکت محفلی ترتیب می داد که مسئولان درجه اول مشاغل در این مجلس حضور می یافتند . در این مجلس برخی مرتبه نشستن و بعضی مقام ایستادن داشتند و جایگاه هریک به نسبت شغل و شان آنها بود .
تهنیت و شاد باش : این مراسم برای زمانی بود که پادشاهی به تخت می نشست یا خلیفه ای روی کار می آمد که به وسیله رسولان انجام می شد.
تعزیت : در تاریخ بیهقی از چند تعزیت نام برده شده واز همه با عظمت تر مراسمی است که در ایران برای خلیفه القادر بالله برپا شد و سه روز سلطان به عزاداری مشغول بود . در این روز سلطان و اولیا و اعیان لباس سفید می پوشیدند و بازار نیز به مدت دو می بستند.
----------------------------------------------------------------
نسخه های خطی تاریخ بیهقی : علی اکبر فیاض
کثرت غلط در نسخ تاریخ بیهقی :
- خوش خطی نسخ مورد توجه مشتریان بوده و به سواد و بی سوادی کاتب کاری نداشته اند
- کهنگی زبان و وضع خاص او
- کاتبان به خود اجازه دخل و تصرف در کتاب را می داده اند.
دو نقص بزرگ تاریخ بیهقی جهت امر تصحیح آن :
- بخش بزرگی از کتاب مذکور گم شده و از میان رفته
- دیگر اینکه یک افتادگی بزرگ در وسط کتاب است و آن اینکه به قدر یک سال تاریخ از سال 425 تا اواخر 426 از دست رفته است .
----------------------------------------------------------------
سیمای مسعود غزنوی در تاریخ بیهقی : جلال متینی
استاد مسعود در کودکی ، قاضی امام صاعد نیشابوری بوده است . قرآینی وجود دارد که نشان می دهد سلطان مسعود در شعر و ادب عربی مطالعه داشته است وی به زبان ترکی که زبان مادری اش بوده است تسلط کامل داشته است. مسعود در دوران جوانی مخفیانه شراب می نوشیده و به عیش و نوش می پرداخته . مسعود از دوران کودکی با فنون جنگی آشنا بوده است . زبان مسعود یکی دختر قدرخان و دیگری دختر باکالیجار بوده است .
درباره معقتدات دینی این پادشاه می توان گفت که : وی برخی از آداب مذهبی را انجام می داد
سلطان مسعود هنگام جلوس بر تخت سلطنت مردی سالم و نیرومند و ورزشکار و شکارچی ماهر و آشنا به فنون جنگ و همچنین آشنا به علوم ادبی بوده است .
علل ناکامی مسعود و سقوط او :
- وی اهل باده نوشی و خوشگذرانی بوده است
- نسبت به برگزاری عیدها و جشن ها و تشریفات آن اهتمام خاصی داشته است
- استبداد رای و خودسری
- زود تحت تاثیر سخنان اطرافیان قرار می گرفته است
- مال دوست بود و حرص زیادی برای جمع آوری سیم و زر داشت .
- ایجاد محیط بی اعتمادی ( عدم اعتماد ) برای دربار
صفات پسندیده مسعود :
- شرم و حلم و کریمی او
- حق شناسی و قدرشناسی
- چشم پوشی از خطای متهمان
- خوش خلقی
- هنر وی در لشکر کشی نیز شایان ذکر است .
----------------------------------------------------------------
برخی از اصطلاحات اداری و دیوانی در تاریخ بیهقی : مهدی محقق
در زمان بیهقی واحد سکنای جمعیت عبارت بود از : شهر / شهرک / ضیعت و ضیعتک /
شهر دارای سه قسمت بوده بود :
- قهندژ
- مدینه
- ربض
دواوین آن روزگار عبارت بود از :
- دیوان برید: که مربوط به حمل نامه و نقل پیام
- دیوان عرض : کار عرض سپاه یا عرض لشکر به عهده داشته است
- دیوان استیفا : امور مالی حل و فصل می شده است
- دیوان رسالت : نامه های سلطانی در آنجا تحریر می شده است .
- دیوان قضا و مظالم : به امور مجلس قضا ، مظالم ، قصه ، مزکی و معدل و قاضی القضات پرداخته می شد .
- مشاغل درباری و سلطانی : آغاجی / آخور سالار / پرده دار / جاسوس / جامه دار / چوگاندار / حاجب ( بزرگ / نوبتی / سالار ) خازن / خدمتکار / خلیتاش / دیده بان / دیوسوار / رایض / رسول دار / رکاب دار
----------------------------------------------------------------
ترک و تازیک در عصر بیهقی : مجتبی مینوی
در خراسان بساط حکومت سامانی به دست ترکان برچیده شد ، الپتگین ، دامادش و فرزندان سبکتگین به خصوص محمود که مرکزشان غزنین بود و بدین سبب غزنویان نامیده می شدند جای ایشان را گرفتند و از این دوره ایرانیان فارسی زبان به لفظ تاژیک خوانده شدند.
تاژیک و تاجیک و تازیک : در این مورد ارتباطی با لفط تا ت دارد که ترکی نام ایرانیان و نام زبان فارسی است و تاژیک یا فارسی زبان مترادف است .
ترکان در دوره حکومت خودشان چند کار را تعهد می کردند:
- فرماندهی
- غلامی
- قاصدی و نامه رساندن
----------------------------------------------------------------
شخصیت مرد بزرگ آلتونتاش از نظر تاریخ بیهقی : عبدالوهاب نورانی وصال
آلتونتاش خوارزمشاه مردی جهاندیده و سرد و گرم روزگار چشیده است . سلطان مسعود سخنان او را با سخنان پدرش برابر می داند . سلطان مسعود علی الظاهر با آلتونتاش بد نیست و به کفایت و کاردانی او ایمان دارد وجودش را برای تحکیم مبانی سلطنت خویش لازم می داند ولی هیچ گاه از او اطمینان خاطر ندارد . کسی که بیش از همه در پیش امیر از آلتونتاش بدگویی می کند بوسهل زوزنی است .
سرانجام آلتونتاش در جنگ با علی تگین به قتل می رسد.
----------------------------------------------------------------
چند نکته تازه درباره ی تاریخ بیهقی : غلام سرور همایون
ترکیب افغن شال : شال به معنای عمارت ، مکان ، پناهگاه مذهبی و توسعا به معنای دید و جمعا یعنی دیه افغان و کلمه ی دوم یعنی شال هندی و سنسکریت است .
رتبیل : در اصل انتبیل بوده به معنای مرزبان این کلمه نیز اصلا هندی است .
کوتوال : لفظ هندی است به معنای صاحب قلعه و داروغه قلعه .
شجگاه: اصل آن شش گاو بوده است که شاید تصرف کاتبان بوده است که به شکل شجگاه در آمده است . معنای آن دیه و قریه است و نامی محلی است .
در میش پت : نام یکی از امرای غور بوده است . پت در متون هندی به معنای شاه است .
آرهن : نام قصبه ای است در بدخشان ( برهان قاطع ) ولی این کلمه همان ارهت است به معنای رتبه ای مخصوص در سلسله مراتب روحانیون بودایی .
----------------------------------------------------------------
هنر نویسندگی بیهقی : دکتر غلامحسین یوسفی
در بیان قدرت نویسندگی بیهقی از همه ی دلایل زنده تر کتاب گران قدر اوست دکتر یوسفی برای نمایش هنر نویسندگی بیهقی ، تاریخ او را به داستانی دراز مانند کرده است . بیهقی نه تنها اشخاص داستان و سجایا و خصایل آنان را خوب به جای می آورد بلکه خواننده را نیز از احوال و افکار آنها با خبر می گردانید. اوصاف بیهقی تنها از اخلاق و منش اشخاص نیست بلکه می توانیم سرو و لباس و وضع ظاهر و طرز رفتار آنان را نیز در هرجا پیش چشم آوریم .
دیگر از مواردی که قدرت نویسندگی بیهقی آشکار می شود نمایش برخورد اشخاص واقعه است در برابر هم با عکس العمل آنان در مقابل وقایع
در نگارگری ها ، صحنه پردازی ها بیهقی بسیار دقیق و با لطف ذوق فراوان توام است . بیهقی به اقتضای حال قلم را به گردش در می آورده است . آن جا که سخن محتاج اطناب است به منظره سازی و بیان همه عناصر اصلی و فرعی پرداخته ولی گاه نیز در کمال ایجاز حق مطلب را ادا کرده است و این ایجاز وقتی دلربا می شود که در آن تمثیلات و تعبیراتی نیز به کار می رود .
نکته ای دیگر که کتاب بیهقی را خواندنی و گیرا کرده چگونگی پیوند مطالب است . موضوعی دیگر که بر لطف نوشته بیهقی افزوده است نکته عبرت آمیز اوست در پایان وقایع تاریخی و نیز در آخر داستان ها
بیهقی از کلمات و ترکیبات ، واژه هایی سلیس و خوش آهنگ آفریده و در میان معانی خود به کار برده است . بیهقی ترکیباتی به کار برده که در عین ایجاز ، معنی و مفهوم وسیعی را در بر دارد مثل : آب بر آسمان آنداختن : کنایه از مخالفت و اعتراض کردن . از کسی صورت نگاشتن : بر ضد کسی گزارش دادن .
نکته باریکی که در شیوه ی نویسندگی بیهقی به نظر می رسد دقت اوست در به کار بردن کلمات و ترکیبات از هر نوع
آهنگ موزون در کتاب تاریخ بیهقی بنا به دلیل زیر می باشد :
به گزینه کردن واژگان و از سوی دیگر محصول حسن تالیف کلام است .
از دوستان و همکلاسی های محترم خواهشمند است که با نظرات خود ما را در پربار کردن این وبلاگ یاری نمایند ضمنا چنانچه نمونه سئوالات سال های قبل در مورد یادنامه بیهقی در دسترس دارند در قسمت نظرات نوشته تا مورد استفاده دیگر دوستان نیز قرار گیرد.